آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود صفحه 50

صفحه 50

اصلاً نمی فهمیم نیهیلیسم به معنی واقعی آن یعنی چه، چون ما در شرایط جامعه دینیِ شیعه یک نحوه توجه به حضور حقایق معنوی و ائمه ای که واسطه فیض در هستی هستند داریم که هرگز پوچی را آن طور که غرب با گوشت و استخوانش احساس می کند، نمی فهمیم مگر در خانواده هایی که به کلی به اسلام پشت کرده اند.

ابتدا غرب به پوچی رسید و سپس بقیه ملت ها به اندازه ای که به آن فرهنگ نزدیک شدند، به چنین حالتی دچار شدند.(1)

ما با استقبال از فرهنگ غرب و با مدرسه سازی هایی که قبل از مشروطه به روش غربی شروع کردیم، با زندگی پوچی زده ارتباط یافتیم. و مؤمنینی که دلشان بیدار بود در همان روزها عمق فاجعه را متوجه شدند، ولی متأسفانه کار در دست دولتمردان قاجار بود که بویی از حقیقت نبرده بودند. ما تا قبل از ارتباط با غرب اصلاً پوچی به آن معنی که نیهیلیسم از آن در غرب خبر می دهد، نداشتیم. این که یک نفر مشروب می خورد و می گفت غلط کردم، که پوچی نمی شود، اگر کسی گناه بکند ولی گناه را گناه بداندکه پوچی نیست، چون هنوز نظرش به حقیقت است. وقتی رابطه عالم مادون با عالم مافوق قطع شود و «خدا دانی» جای «خداداری» بنشیند، شروع حِرمان و بی وطنی است. ابتدا باید ملاحظه بفرمایید که چگونه زبان شور و شعفِ معنویت تبدیل به زبان سرخوردگی و یأس می شود. واژه هایی مثل «امیال فرو نشسته»، «رؤیاهای سنگ شده» و ... که عرض شد حرف هایی است که در دنیای مدرن معنی پیدا کرد، و باطن این واژه ها که همان احوال مردم باشد، قصه روح زمانه است. بعضی از این واژه ها در گذشته معنای امروزی اش را اظهار نمی داشت ولی حالا به جهت احوال خاص مردم معنی امروزی خود را می نمایاند. واژه افسردگی را امروزه همه می فهمند به چه معنی است. مردم به عالمی رسیده اند که اگر واژه افسردگی را به کار ببریم، با روح و جان خود آن را می فهمند، در حالی که اگر دویست سال پیش این واژه را به کار می بردید، هرگز آن را به معنی امروزی آن، نمی فهمیدند. این واژه قبلاً به معنی غم به کار می رفت، ولی به معنی امروزی آن، حال بشر مربوط به دنیای اسلام نبود. «افسردگی» امروز دیگر یک لغت عادی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه