تاریخ تحلیلی آندلس صفحه 127

صفحه 127

شوریدند؛ در همین سال نیز، اهالی جیّان دست به شورش زدند (1) و ابویحیی، محمد بن عبدالرحمن تجیبی (الانقر) هم شورید؛ (2) یک سال بعد، در 277ه. قائد ابن ابی عبده به جیّان لشکر کشید و با ابن شاکر جنگید و شهر را به آتش کشید و ابن شاکر به قتل رسید؛ ابن حفصون یاغی نیز بار دیگر توبه کرد و برای اظهار اطاعت به امیر اموی، همکار خود ابن شاکر را کشت و برای تقرب سر او را نزد امیر اموی فرستاد و خود وارد جیّان شد و غنایم بسیاری را به دست آورد. در سال 278ه. امیر عبدالله با هجده هزار نیرو وارد پلای (3) در ناحیه قَبْرَه شد؛ (4) چرا که ابن حفصون با جماعتی بزرگ از اهل فساد و ارتداد، از آن جا، قرطبه و اطراف آن را ناامن می کردند. واقعه پلای که منجر به نابودی و تارومار شدن انبوهی از نیروهای ابن حفصون شد را شعرا در قصایدی سرودند و از جمله آنان، مداح امویان، ابن عبدریه است که آن را وصف کرده است؛ پس از این سرکوب، امیر عبدالله به استجه رفت و آن جا را با جنگ مطیع ساخت؛ (5) در این واقعه ابن حفصون بار دیگر پیمان صلح بست و امان خواست؛ اما مجدداً در سال 279ه. پیمان خود را شکست و به دنبال آن در 280ه. مطرّف بن امیر عبدالله برای جنگ با ابن حفصون به منطقه بَربَشْتِر لشکر کشید و به دستور امیر عبداللّه در آن منطقه جهت استقرار گروهی از مسلمانان دژ «لَوْشَه» ساخته شد، در همین سال آنان، به دژهای «مَسْتَنَه» و «آشَر» هجوم بردند و دژ «السَّهْله» را ویران کردند.

نیروهای نظامی دولت قرطبه، هم چنان در کارِ سرکوبِ عرب ها، بربرها و مولدان حامی ابن حفصون بودند. «صائفه» سال 282ه. به وسیله المطرف بن امیر عبدالله به سرداری عبدالملک بن امیر انجام شد؛ آنان وقتی نزدیک اشبیلیّه رسیدند، مطرف، سردار سپاه خود (عبدالملک بن امیر) را کشت و احمد بن هاشم را به سرداری خود برگزید؛ (6) سپاه، چهار


1- (1) . همان، ص122.
2- (2) . همان، ص123.
3- (3) . پلای، ( Polei) دژی در جنوب شرق قرطبه.
4- (4) . ابن خطیب، اعمال الاعلام، ص28؛ ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب، ج2، ص123.
5- (5) . البیان المغرب، ج2، ص123.
6- (6) . ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب، ج2، ص123، 124.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه