تفکر عقلی در کتاب و سنت صفحه 143

صفحه 143

مسئله وجود حق و اطلاق وی

در قبال تحیر و تردیدی که سوفسطی و شکّاک اظهار می دارد،ما کمترین تردید و شکی در واقعیت خارج و اصالت و عینیت هستی(همان حقیقتی که در مقابل بطلان و عدم قرار دارد)نداریم.در واقعیت،محدودیت های بسیاری مشاهده می شود که خود خالی از واقعیت نیستند.زیرا موجودات از همدیگر به حسب ذات و وجود،جدا می باشند و جدایی ذات آنها بی این که هر کدام محدود به حدی باشند که مانع از آمیزش و اتحاد وجودی با غیر بوده باشد معنی ندارد.

انسان،حیوان،نبات،زمین و آسمان،هرکدام حدّی(ماهیتی)دارند که غیر را از آن نفی و دفع می نماید.زمین غیر از آسمان است و آسمان غیر از زمین است و ملاک این غیریت،همین زمین بودن و آسمان بودن می باشد.

پس زمین و آسمان،دو حدّند که به واقعیت خارج ملحق شده و واقعیتی را از واقعیت دیگر جدا کرده اند.هرگز حقیقتی کمال خود را از خویش نفی نمی کند.ناگزیر باید گفت واقعیت دیگری که مافوق این واقعیت هاست این حدود را به آنها ملحق ساخته و محدودشان نموده است.

پس واقعیتی در عالم وجود،موجود است که همه واقعیت ها با حدودی که دارند منتهی و مستند به او هستند و هر بقا و زوال و نقص و کمال،به ناحیه او منسوب می باشد.(البته بقا و زوال و زندگی و مرگ به حسب این سیر فکری،معنی دیگری پیدا می کنند.معنی مرگ و زوال این است که هر واقعیتی به داخل محیط خود اختصاص داشته و به خارج از محیط خود راهی ندارد.نه این که بطلان و فنا عارض واقعیت وجود می شود؛مثلا حوادث امروز،با همین قید،ثابت و غیرقابل بطلان و انعدام اند و خارج از امروز،اصلا ظرف وجود حوادث

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه