کشکول فرحزاد 2 صفحه 10

صفحه 10

خواهشی دارم، مکن هی قیل و قال

هفت سین تازه ای خواهم ز تو

کم توقع گشته ام در سال نو

سین یک، سیاره ای، نامش سمند

تا که در دل هی کنم من آب، قند

سین دوم، سینه ریزی پر نگین

تا برد هوش از سر اهل زمین

سین سوم، یک سفر سوی فرنگ

دیدن نادیده های رنگ رنگ

سین چارم، ساعتی شیک و قشنگ

تا که گویم هست سوغات فرنگ

سین پنجم، سمع دستورات من

تا ببالم من به خود، در انجمن

چون دو سین دیگرش آمد کم او

رفت اندر فکر و اندیشه فرو

گفت با ناز و کرشمه، که ای عیال!

من کم آوردم دو سین ای خوش خصال

گفت شویش: من کنون یاری کنم

با شما البته همکاری کنم

سین شش، سنگی برای قبر من

تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه