کشکول فرحزاد 2 صفحه 136

صفحه 136

الذئاب؛(1) زمانی بر مردم می آید که در آن زمان، مردم گرگ هستند.

بنابراین، اگر کسی گرگ نباشد، گرگ ها او را می خورند.

مزید اندر مزید

نخست آید به دل پیک شنیدن

کشد آنگه شنیدن سوی دیدن

بصیرت را چو دیدن حاصل آید

رسیدن را رسد وقت رسیدن

رسیدن چون شود حاصل روان را

رسدهنگام واصل را ندیدن

چو از دیدار واصل بسته شد چشم

شود هم بسته از دیدن رسیدن

چو از دید رسیدن دیده بستی

نشستی در مقام آرمیدن

چو آرامید جان در بزم وصلش

میسر شد زلعل مسی مکیدن

کشی چون می ز وصلش حاصل آید

روان را لذت مستی چشیدن

شدی چون مست و آن لذه چشیدی

رسد هنگام هستی را ندیدن

چو مستی را و هستی را ندیدی

ندیدن را شود وقت ندیدن

ندیدن هم ز تو چون دست برداشت

نه تومانی و نه هم ره بریدن

از سر تا پای گردی چشم حیرت

همه دیدن شوی بی دید دیدن

تو را آن نیستی در عین هستی

بود آرام در عین طپیدن

به مقصود از طلب چون در رسیدی

رسیدی در مزید و در مزیدن

مزید اندر مزید اندر مزید است

هنیئا مزیدش را مزیدن

مگو این قصه را ای فیض هرجا

که هر فهمش به نتواند رسیدن(2)


1- تحف العقول، ص 54؛ بحار الأنوار، ج 77، ص 157، ح 140.
2- فیض کاشانی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه