کشکول فرحزاد 2 صفحه 138

صفحه 138

ولی جدایی از پیغمبر را نپذیرفت. گفت: من چیزی را بر معاشرت و مجالست و خدمتگزاری پیغمبر ترجیح نمیدهم.

پدرش ناراحت شد و در جمع قریش، در مکه از پسرش تبری جست. گفت: مردم مکه، شما شاهد باشید که زیدی که حاضر نیست نزد پدرش برگردد و بت پرست شود، من پدر او نیستم و او هم پسر من نیست.

پیغمبر خداصلی الله علیه و آله وسلم هم کنار خانه کعبه دست زید را گرفت و فرمود: ای مردم، شاهد باشید که زید فرزند و پسر خوانده من است و از من ارث می برد و من هم از او ارث میبرم. نگویید زید بن حارثه، بلکه بگوید زید بن محمد.

در سفر طائف زید پیغمبر را همراهی کرد. حضرت می خواستند اهل طائف را هدایت کنند، پیغمبر را آنقدر سنگ زدند که بر اثر سنگباران سر زید هم شکاف برداشت. زید بن حارثه در جنگ ها بسیار فعالیت داشت. در نه جنگ فرمانده بود. در دو جنگ بدر و غزوه، خلیفه و جانشین پیغمبر در مدینه بود. با حضرت حمزه هم عقد اخوت داشت. در جنگ احد هم که حضرت حمزه به شهادت رسید، وصی حضرت حمزه بود.

پیغمبر خدا دختر عمه خودشان جناب زینب را که خانم زیبایی بود به عقد زید در آوردند. این خانم اخلاق خاصی داشت. زید نتوانست او را تحمل کند و از او جدا شد. بعد از آن خود پیغمبر خدا او را به عقد خود در آوردند. و این آیه قرآن هم به همین مناسبت نازل شد. پسر خوانده حکم پسر واقعی را ندارد. و عروسش حکم عروس واقعی را ندارد.

در جنگ بدر هم که جنگ سختی بود، پیغمبر و مولا امیرالمومنین و زید به حارثه یک شتر داشتند و به نوبت استفاده می کردند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه