کشکول فرحزاد 2 صفحه 162

صفحه 162

به قلبش انداخت و همسرش آسیه نیز به شدت به آن طفل علاقه مند شد.

اما فرعون به حکم عقل و پرهیز و احتیاط اراده کرد که کودک را بکشد. لیکن همسرش مانع شد و به او گفت: چه بسا که او به ما منفعتی برساند، یا او را به فرزندی بپذیریم. و آنها نمی دانستند که این کودک همان موسای موعود بنی اسرائیل است.

پس تصمیم گرفتند او را نگاه دارند و از میان زنانی که فرزندانشان را کشته بودند، برای شیر دادن به او دعوت شدند، اما او شیر هیچ یک از آنها را نخورد. همچنان که خدای تعالی می فرماید: «و حرمنا علیه المراضع،(1) و از پیش، شیر دایگان را بر او حرام گردانیده بودیم.»

مادر موسی مطلع شد که کودکش به دست فرعون افتاده است، از این رو اندوهگین شد و خواهر او را برای سرکشی و تعقیب ماجرا فرستاد. خواهر موسی که از دور مراقب بود، مشاهده کرد او سینه هیچ یک از زنان را نمی پذیرد و فرعون و همسرش بسیار ناراحت هستند. خواهر موسی جلو رفت و به آنها گفت: آیا می خواهید شما را به خانواده ای معرفی کنم که با خیرخواهی از او مراقبت کنند؟

آنها گفتند: آری. از این رو خواهرش به دنبال مادر رفت و او را آورد. موسی بلافاصله سینه مادر را به دهان گرفت و از شیر او نوشید. آنها خوشحال شدند و مادر موسی را تکریم کردند و به او گفتند: این کودک را برای ما پرورش بده که ما اجر و مزد تو را می دهیم. اینجا بود که قول خداوند محقق شد و فرمود: «ما او را به نزد مادرش برگرداندیم تا چشمش


1- سوره قصص، آیه 12.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه