- اندیشه سیاسی آیت الله العظمی فیاض (دام ظله) 1
- اشاره 3
- ولادت و زادگاه 5
- وفات مادر و هجرت به مشهد مقدسی 6
- حیات تحصیلی و علمی 6
- اندیشه رسیدن به نجف 7
- نوشتن تقریرات 11
- کرسی تدریس 17
- در شورای استفتا 18
- آثار چاپ شده: 23
- تألیفات 23
- نگاهی گذرا به اندیشه سیاسی در اسلام 26
- آیت الله فیاض و سیاست 28
- اشاره 31
- حکومت دینی در عصر غیبت 34
- تفاوت حکومت دینی با حکومت غیر دینی 37
- اشاره 40
- عبادات: 40
- عنصر اول: ایمان 40
- اشاره 40
- عنصر دوم: عبادات و معاملات 40
- کارکرد عبادت 42
- تحقق عدالت اجتماعی 42
- کارکرد تربیتی 42
- کارکرد معنوی 42
- معاملات 43
- عنصر سوم: اسلام 47
- نظام برنامه ریزی در اسلام 50
- نقش حوزه در قانون گذاری 56
- اقتصاد در نظام سیاسی اسلام 58
- معیارهای تشکیل حکومت اسلامی 63
- عدم آشنایی آنها با اسلام و نظام انسانی آن 65
- منشا ترسی غرب و مزدوران آنها از حکومت اسلامی 65
- اسلام و آزادی 68
- اسلام و حقوق بشر 71
- علل دخالت بیگانگان در کشورهای اسلامی 75
- عقب ماندگی کشورهای اسلامی 75
- فقدان آزادی و دموکراسی 75
- تبلیغات نادرست علیه اسلام 76
- عدم آشنایی حاکمان با نظام سیاسی اسلام 76
- غرب زدگی حاکمان کشورهای اسلامی 77
- نظام برنامه ریزی (حسابرسی) در حکومت اسلامی 78
- عوامل موفقیت حکومت اسلامی 80
بیان بهره منداند و می توانند آرای خود را آزادانه بیان نمایند؛ البته به شرط آنکه دروغ نباشد و موجب اذیت و تضییع حقوق دیگران نگردد.
به عبارت دیگر، انسان در اسلام رها و مطلق العنان، نیست تا هرچه را بخواهد انجام دهد و هرچه را بخواهد، ترک نماید؛ که اگر اینگونه باشد در جامعه هرج و مرج لازم می آید که اصلاً در چنین شرایطی زندگی در روی زمین غیر ممکن می گردد؛ زیرا قوی ضعیف را میخورد. بنابراین، باید یک حد و حدودی در جامعه وضع گردد تا بی بند و باری را مهار نماید. بر همین اساس است که عقبلا برای افراد جامعه حدودی را وضع نموده اند.
دین اسلام آزادی مطلق انسان را با قوانین خودش مقید نموده است و انسان را در روی زمین آزاد قرار داده که می تواند در چارچوب شرع فعالیت نماید. اما انسان به صورت مطلق نمی تواند هر کاری که دلش خواست انجام دهد. هدف از وضع این قوانین و قیودات دو چیز است:
انسان اشرف مخلوقات است؛ زیرا خداوند به او عقل را اعطا نموده است. لذا باید برای انسان یک حفاظی برای جایگاه کرامت و شرافت او وجود داشته باشد، و این حفاظ امکان ندارد مگر اینکه آزادی مطلق العنان او با چارچوبی که از سوی شرع به او اجازه داده شده است مقید شود. اگر این کار نشود انسان موجودی می شود که در جامعه رها گردیده و هیچ گونه ارزشی ندارد.
اسلام به عدالت اجتماعی و برابری بین طبقات جامعه اهمیت قایل