انسان شناسی صفحه 110

صفحه 110

تفسیر نخست

شیوه نخست، کاملاً ناصواب است؛ زیرا چگونه می توان شأن یک موجود (آنچه از او ریشه گرفته) را به گونه ای مستقل و بریده از ذات آن بررسی کرد؟

به دیگر سخن: حریّت از ویژگی های ذاتی انسان است و منشأ تکوینی دارد، حال اگر به گونه ای بریده از وی و ساختارش در محدوده شرائط و واقعیّات بیرون از ذات انسان، تفسیر شود، اوّلاً: حریّت انسانی برخاسته از ساختار وجودی او را نتیجه نمی دهد؛ ثانیاً: به تبع شرائط و واقعیّت های گونه گون، دارای تفسیر نسبی خواهد بود. چه این که: شرائط خارج از ذات انسان ها بر پایه موقعیّت افراد و جوامع مختلف، دگرگون می گردد و از رهگذر گذشت زمان، دچار نوسان می شود. در نتیجه، بدون هیچ اعتراضی باید هرگونه برداشتی را از آزادی پذیرفت. ثمرۀ چنین تفسیری در قلمرو اخلاق اجتماعی، رهایی بشر در دایره ارضاء خواسته های طبیعی و مادّی (با توجه به شرایط زمانی و مکانی) حاکم بر اوست، که بازگشت به رقیّت دارد.

انشاءاللّه در همین نوشته، توضیح این بخش را خواهید خواند.

تفسیر دوم

امّا تفسیر و بررسی حریّت باتوجه به ذات و حقیقت وجودی و درونی انسان، وحدت کلمه را در تعریف آزادی به همراه دارد؛ مشروط به این که تفسیر واحدی از حقیقت و ذات انسان داشته و در آن اختلاف نظر نباشد؛ زیرا با وجود اختلاف در تفسیر انسان، مفهوم حریّت حتی در این شیوه نیز، مختلف خواهد بود.

آنان که نگرشی کاملاً مادّی به انسان دارند و ذات انسانی را در بُعد طبیعی محصور می دانند، تحلیلشان از حریّت انسانی، غیر از تحلیل کسانی است که برای انسان، ذاتی الهی معتقدند.

آری، اگر انسان ها اعتقادات سنّتی و برگرفته از پیشینیان و نیز دیگر دیدگاه های فرهنگی خاص متأثر از جامعۀ خویش را کنار گذارند و با دید فطری به ذات خویش بنگرند، حقیقت خویش را وجودی والاتر از طبیعت و هر پدیده مادّی خواهند یافت و آن را خلق وجود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه