انسان شناسی صفحه 29

صفحه 29

«ادراک معنای کلّی، که قابل انطباق بر افراد کثیره باشد، ادراک عقلی یا تعقلّی است(1)».

شناخت حسّی، خیالی، تعقلّی، شناختهای حصولی هستند. با آگاهی حضوری نفس به این نوع ادراکات، ادراک حسّی و خیالی و تعقّلی به وجود می آید. اینها در نزد نفس، حضور دارند؛ به گونه ای که هیچ کس در اصل ادراک حسّی و خیالی و تعقلّی شک ندارد. اگر شکّی باشد، در چگونگی حصول این گونه شناختهاست (شک در مطابق بودن و عدم مطابقت آنها با واقع).

حقیقت روح انسانی به این اقسام قانع نشده و خود را نیازمند معرفتی فوق آنها می بیند؛ هر چند به دانستن، عشق می ورزد و می خواهد به همه مسائل و حقایق دانا شود، ولی به دانستن اکتفا نمی کند، می خواهد بیابد و مشاهده کند. اگر هستی را مورد تحلیل عقلی قرار می دهد و محدود و نامحدود آن را به اثبات می رساند، می خواهد به مشاهدۀ اصل وجود نایل شود و صفات و کمال هستی مطلق را ببیند، زیرا اطمینان و آرامش، در یافتن است نه «دانستن». اگر انسان بداند در محیطی منظرۀ بسیار زیبایی وجود دارد، به این آگاهی اکتفا نمی کند، بلکه با حرکت به سوی آن، به مشاهدۀ آن منظرۀ زیبا می پردازد.

جایگاه اندیشه در نفس

اقسام شناخت در طول یکدیگر قرار دارند، به این معنا که حرکت نفس از شناخت حسّی به خیالی و سپس به تعقّلی است، می بیند، حفظ می کند، و به درک معنای کلّی می رسد.

حرکت دیگری نیز وجود دارد، و آن، حرکت در شناخت خاص است، مثل حرکت در شناخت حسّی یا خیالی و یا تعقّلی. آنگاه که نفس با منظره ای مواجه می شود، حرکت خاصّی بر روی آن منظره یا حادثه انجام می دهد، که این حرکت خاص را «فکر و اندیشه» می نامند، این حرکت خاص، بر روی شناخت خاص، به ما معلومات جدیدی می دهد؛ از آنچه می بیند به آنچه نمی بیند می رسد؛ از آنچه در حافظه هست، به آنچه در حافظه نیست پی می برد؛ از یک معنای کلّی به کلّی جدیدی دست می یابد. و همۀ اینها توسط اندیشه و فکر صورت می گیرد.

اگر چه ممکن است در این حرکت خاص از شناختی به شناخت دیگر منتقل، شویم، [ مثلاً:

انتقال از شناخت حسّی به خیالی یا عقلی] و حرکت خاصّی را که در شناخت قبلی داشتیم، در


1- (1) روش رئالیسم، ج 1، ص 55.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه