انسان شناسی صفحه 37

صفحه 37

می شود، به عقل نظری تعبیر می کنند. لذا انسان دارای فطرتی به نام فطرت عقل می باشد که قادر است با تصرّف در ادراکات حسّی به ادراکات غیر حسّی نایل شود و یا به طور مستقل به فهم مسائلی چون حسن عدالت و قبح ظلم برسد. و یا قوانین تجربی را تعمیم داده، آنها را به صورت کلّی در آورد.

و نیز همین نیرو قادر است مسائلی عملی را به طور مستقل یا به کمک دین تشخیص داده و انسان را به انجام آن برانگیزد (باید امانت دار بود، باید ولّی نعمت خود را ستایش و حمد کرد و...) آن نیرو را از این جهت عقل علمی می گویند.

پس، منظور از عقل - که با دخالت در ادراکات حسّی و خیالی بهرۀ معنوی می گیرد - همان عقل نظری است که زیربنای مسائل عملی، عقل عملی و اخلاق عملی است.

انسان با فهم عقلی، با حق بودن خدا، معاد، دین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و... پی می برد و با فهم عقلی، خیر را از شرّ، حق را از باطل جدا می کند و در پرتو این فهم، نفس، عقال شده و کمتر دچار لغزش و خطا می شود. بدین لحاظ، در لغت، عقل را به امساک، خودداری کردن و بستن، معنا کرده اند(1). و این معنا در بیان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جواب شمعون که از عقل سؤال کرد، آمده است.

«إنَّ الْعَقْلِ عِقالٌ مِنَ الْجَهْلِ (2) ؛

عقل ریسمانی است که [ نفس را از افتادن در] جهل می بندد.»

این نیرو در حقیقت حصار و دژی است که نفس را از نفوذ آلودگیها و آفات جهل و گمراهی محفوظ می دارد.

«وَ الْنَّفْسُ مِثْلُ أَخْبَثِ الْدَّوابِّ فإنَ لم تُعْقَلْ حارَتْ 3 ؛

نفس مانند بدترین جنبندگان است، اگر عاقل نشود، هلاک می گردد. (در پرتگاه جهل و ضلالت و شهوات می افتد و در مرتبۀ حیوانی سقوط می کند).»

حضرت علی علیه السلام فرمود:

«أَلْنُفُوسُ طَلِقَهٌ لکِنَّ أَیْدی الْعُقُولِ تُمْسِکُ أعِنَّتَها عَنِ الْنُّحوسِ (3) ؛


1- (1) - عَقَلَ البَعیر بالعِقال، شتر را با پا بند بست، زنجیر کرد. مرحوم علامه طباطبائی (ره) در تفسیر المیزان در بیان معنای عقل می گوید: «اصل در معنای عقل، عقد و امساک است...»
2- (2و3) - بحار، ج 1، ص 117، روایت 11.
3- (4) غرر الحکم، فصل اوّل، ص 91، شرح غرر، ج 2، ص 119، شماره 2048.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه