انسان شناسی صفحه 7

صفحه 7

«ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ»1 می باشد.

هر انسانی به وضوح در خود می یابد که پاسخ گوی خواسته و نیازش باید غیر خودش باشد، آن غیری که واقعی و حقیقی است و فرض و پندار نیست. به عبارت دیگر این غیر باید در خارج وجودی داشته باشد تا برای برآوردن نیاز خویش به سمت آن وجود برود. آن وجود باید سنخیتی با اصل خواسته اش داشته باشد. فردی که در تابستان در پی خنک شدن بدنش است، آتش نمی افروزد و بخاری را روشن نمی کند؛ زیرا آتش و بخاری و گرم کن، سنخیتی با خواسته انسانی که در پی خنک شدن است، ندارد، او باید از کولر و وسایل سردکن استفاده کند. و نیز کسی که در پی کمال انسانی، سعادت ابدی و همیشگی و لذت دائمی و فنا ناپذیر است باید به غیری روی آورد که دارای وجود واقعی باشد و دیگر این که سنخیتی با خواسته های وجود در مرتبه انسانی داشته باشد. و آن وجودی است که توانایی فیض و بخشندگی سعات جاوید و هستی برتر، و لذتهای همیشگی و... را داشته باشد. و در هستی ادراکی توحیدی، آن غیر، وجود خداست.

هستی، طبیعت، و آنچه به طبیعت تعلّق دارد و امور اعتباری آن و نیز همه موجوداتی که از فقر و نیاز ذاتی برخوردار هستند، فیّاض نیستند، بخشنده کمال و هستی برتر نمی باشند و در هستی ادراکی توحیدی این گونه هستی ها وابستگی ذاتی به خدای متعال دارند. به همین جهت این هستی ها را بی نیاز مستقل و فیّاض دانستن، پنداری بیش نیست، موجود نیازمند را به جای بی نیاز، و ضعیف را به جای قادر و توانا و... قرار دادن، نیستی را هستی پنداشتن است. و خواسته ها و نیازهای انسانی را از نیستی طلبیدن، جز نیستی و پوچی ثمره ای نخواهد داشت.

ادیان الهی و دعوت به هستی برتر

ادیان الهی به خصوص اسلام برای رهائی انسان از گرایش و وابستگی به آنچه نیست، او را دعوت به «الله» کرده و برای رسیدن به هستی برتر و سعادت ابدی توصیه و سفارش به وابستگی ارادی به خداوند می کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه