انسان شناسی صفحه 78

صفحه 78

و خود نیز جز بر محبّت نازل نشده است، رشد و کمال انسانی را قطعاً در پناه حبّ توجیه خواهد کرد. و چقدر زیباست که حیات انسان هماهنگ با نظام هستی بر محور حبّ بنا شود و نظر به یکدیگر، نظر حبّ باشد؛ راه به سوی سعادت، حبّ است چنانکه از راههای شناخت خدا نیز حبّ است؛ و از طریق فطرت حبّ می توان به خدای بزرگ، پی برد. همان گونه که به واسطۀ اثبات نظم به وجود ناظم و به واسطۀ فقر ذاتی جهان و انسان می توان با غنی مطلق آشنا شد.

شناخت خدا از طریق فطرت حبّ

فطرت انسان، خواهان کمال و جمالی است که هیچ گاه به زوال و نیست شدن نگراید و ازلی و ابدی باشد. آنچه زوال پذیرد، موضوع حبّ و دوستی حقیقی قرار نمی گیرد. حبّ حقیقی آنست که ضعف و سستی در آن راه نداشته باشد. ما به وضوح می بینیم که آنچه در این دنیا مورد محبّت واقع می شود، به لحاظ محدودیّت کمال یا زوال کمال و جمال از او، پس از چندی، محبّت به آن کم رنگ یا به طور کلّی زایل می گردد. در صورتی که اگر حبّ حقیقی وجود داشت، هرگز زایل نمی شد؛ رنج فطرت در این جهان از آنست که به هرچه دل می بندد و محبّ او می گردد، پس از مدّتی زایل و نابود شدن آن را مشاهده می کند. لذا انسان به جمال و کمالی روی می آورد که دائمی و همیشگی باشد تا در پرتو آن، به رشد و کمال برسد و آرام بگیرد. و آن جمال مطلق و کمال مطلق است که ازلی و ابدی و نامتناهی بوده و تغییر و زوال در آن راه ندارد.

انسان دارای حبّ ذات است؛ ولی این حبّ، او را اقناع و خوشنود نمی کند. محبّ جمال و زیبائی طبیعت و پدیده های آن است؛ ولی این، محبّتی گذرا است. این جاست که ندای فطرت از روح انسانی بلند می شود و می گوید:

«إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ 1 ؛

براستی من، صورت خود را به جانب خدایی می گردانم که آسمانها و زمین را آفرید و من بر دین حنیف و راستین هستم و از مشرکین نیستم.»

علامۀ طباطبائی - قده - از بیان حضرت ابراهیم علیه السلام برهان حبّ را بر وجود خدای متعال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه