انسان شناسی صفحه 81

صفحه 81

آورد که به حیات معنوی و انسانی و قرب الهی منتهی شود.

خلاصه این که اگر حبّ ذات، خود محوری به دنبال داشته باشد - به این معنا که انسان، خودش را مقصد و مطلوب خویش قرار دهد - شکی در سقوط و انحطاط او نخواهد بود. زیرا هدف قرار دادن خود، حرکت از نقص به جانب نقص است. نفس انسان تهی از کمالات فعلی است و از خود چیزی ندارد و در پرتو حرکت باید قوای باطنی را به ظهور فعلی برساند. لذا حرکت باید به سمتی باشد که زمینه کسب فیض را فراهم آورد.

در صورتی که حرکت از خود به خود، حرکت از فقر به فقر است و چنین حرکتی نه تنها شرط کمال نیست، بلکه در جهت منفی (انحطاط و نقص بیشتر) انسان را سوق خواهد داد.

این نحوه دوست داشتن خود مذموم است و کلمۀ «خودخواهی» که غالباً در عرف جامعه به کار می رود، به همین مطلب نظر دارد که شخص، خود را مطلوب قرار داده و هر چیزی را وسیلۀ حرکت به خود قرار دهد.

پس، اگر حبّ ذات سبب خودمحوری شود مذموم است، نه از آن جهت که حبّ ذات است، بلکه از آن جهت که سبب حرکت از نقص به نقص شده است. امّا چنانچه حبّ ذات، انسان را به فقر وجودی اش آگاه کند به گونه ای که خود را برای خالق و ربّ خود بخواهد، چنین حبّی نیکو و مثبت می باشد و این نه بدان جهت است که حبّ ذات است بلکه بدان جهت که شرط و وسیله ای جهت رسیدن به محبوب حقیقی می باشد.

اگر در مسأله حبّ ذات درست دقت کنیم، پی خواهیم برد که انسان از آن جهت که وجودش را درک می کند و میل به هستی خویش دارد و دوام وجودش را خواهان است، خود را دوست دارد. و به همین لحاظ رنج انسان از هلاکت و نیستی است. لذا حبّ ذات زمینۀ رشد وجودی می گردد، زیرا جمال و کمال نفس در گرو رشد وجودی است. و فطرت حبّ، رشد وجودی را از جمال و کمال مطلق طلب می کند نه از موجودی ناقص و محدود.

پس، حبّ ذات آن گاه که در جهت صحیح عقلی و دینی قرار گیرد، به خود محوری منجر نخواهد شد.

دوست داشتن غیر خود

در نفس انسان حبّ به غیر نیز نهاده شده است. «غیر» شامل هر چیزی که خارج از ذات انسان است می شود. و واسطه در این حبّ، ادراک غیر است، زیرا به چیزی که آگاهی نداریم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه