- سخن ناشر 1
- اشاره 3
- کیفیت هستی گرایی انسان 4
- ادیان الهی و دعوت به هستی برتر 7
- هستی انسان 9
- هدف زندگی 13
- دیدن رشته بین دو هستی 15
- هستی پنداری 20
- اشاره 25
- مفهوم ادراک 26
- اقسام ادراکات 27
- جایگاه اندیشه در نفس 29
- ارزش عقلی ادراک و تفکر 30
- ارزش اخلاقی ادراکات 31
- احساس و خیال 32
- ادراک عقلی 36
- وصف عقل در روایات 38
- رابطۀ دین و عقل 39
- اشاره 41
- جهت دادن به زیباگرایی 42
- معیار زیبایی 45
- زیباگرایی حسّی 46
- دعا و پرستش حق، مظهر زیبایی انسان 51
- زیبایی و اخلاق 53
- اشاره 56
- مفهوم لذّت 57
- اقسام لذّت بر اساس مراتب نفس 58
- ارزش اخلاقی منفی لذّات حیوانی 60
- ارزش اخلاقی مثبت در لذّات حیوانی 64
- لذت در مرتبۀ انسانی 65
- لذّت انسانی از دنیا 66
- لذّت از تعقّل در خود 68
- لذّت از کسب دانش و آگاهی 69
- توضیح بیشتر 70
- توضیح مطلب 71
- لذّت از خدمت به دیگران 71
- لذّت از پرستش و یاد خدا 72
- اشاره 75
- مفهوم محبّت 76
- شناخت خدا از طریق فطرت حبّ 78
- دوستی انسان با خود 79
- دوست داشتن غیر خود 81
- حبّ اهل بیت علیه السلام 86
- حبّ اللّه 88
- نشانۀ محبت خدا 90
- اشاره 92
- عشق چیست و عاشق کیست ؟ 94
- معشوق انسان کیست ؟ 95
- اخلاق و عشق 98
- عشق حسی و خیال 100
- عشق عرفانی 106
- اشاره 107
- زاویه ها 108
- تفسیر مفهوم حریّت 109
- تفسیر دوم 110
- توضیح این که: 111
- آزادی استعدادی و غریزی 112
- آزادی انسانی 119
- واقعیّت آزادی در دنیای معاصر 122
- اشاره 125
- مفهوم عبادت 127
- عبادت در نظام آفرینش 129
- هماهنگی عبادت با وابستگی ذاتی انسان 131
- عبادت و کمال انسانی 133
- ه 133
- الف 133
- عبادت و اخلاص 139
- مُناجاتُ الْمُطیعینَ لِلّه 140
- و من کتاب له علیه السلام 141
- اشاره 143
- ازدواج و فطرت 145
- الف 145
- کیفیّت ازدواج 146
- الف 146
- ماهیّت ازدواج 151
- جلوگیری از برخی ازدواجها 152
- دعا قبل از ازدواج 152
- ازدواج و حفظ مقام انسانی 154
- ازدواج و ارضاء جنسی 157
- ازدواج موقّت و ارضاء جنسی 159
- دنیای جدید و ازدواج 161
- اشاره 163
- سعادت چیست ؟ 164
- سعادت در دنیای علم و صنعت 166
- سعادت و فطرت 168
- راه سعادت 169
- شقاوت 173
- عامل بازدارنده از سعادت 175
مهمترین نوع معرفت، قسم سوّم است. همین راه است که سیدالساجدین علیه السلام در اوایل دعای معروف ابو حمزۀ ثمالی بدان اشاره فرموده عرض می کنند:
«بِکَ عَرفتُکَ و أنتَ دَلَلْتَنی عَلَیْکَ وَ دَعوتَنی إلَیْکَ وَ لَوْلا أنتَ لَمْ أدْرِ ما أنتَ...؛
به تو شناختم تو را، تو مرا بر خود راهنمائی کردی و به سویت خواندی و اگر تو نبودی نمی دانستم که تو کیستی.»
ابتدای حبّ خدا از یافتن جمال و کمال طبیعت شروع می شود تا آنجا که انسان متوجه خود شده و کمال و زیبائی بالاتر و بهتر را در نفسش مشاهده می کند و خود، واسطه در حبّ خدا می شود؛ زیباییهای روح را جلوه و شعاعی از زیباییهای او می بیند و او را به این جهت که چنین کمالاتی را در وجود انسان آفریده است، دوست می دارد.
و آن گاه که انسان به تزکیۀ نفس نایل می شود و صفات عالی اخلاقی را - که خدا دوست می دارد - در نفسش به ظهور فعلی می رساند، کمال و جمال حق را بیشتر در خود نظاره می کند و هر قدر روح انسانی به فضایل بالاتر راه پیدا می کند، محبّتِ او را در روح و جانش بیش از پیش می یابد. و در این سیر اخلاقی و معنوی به آن جا راه پیدا می کند که محو در جمال و کمال حقّ مطلق شده و واسطه در محبّت خدا می شود.
توجه به مضامین دعای جوشن کبیر، انسان را در جمال و کمال حق سیر می دهد و در این سیر است که محبّت انسان مبهوت شده به خدای تعالی افزایش می یابد.
در بند هشتم دعای مذکور آمده است:
«یا ذاالحمدِ و الثّناء یا ذاالفخرِ و البهاء یا ذاالمجدِ و السَّناء با ذاالعهدِ و الوفاء یا ذاالعفو و الرِّضا یا ذاالمنِّ و العطاء یا ذاالفصلِ و القضاء یا ذاالعزِّ و البقاء با ذاالجود و السخاء یا ذالالاء و النّعماء...؛
ای صاحب حمد و ستایش، ای دارای افتخار و زیبایی، ای دارای بزرگواری و درخشش، ای دارای عهد و وفا، ای صاحب عفو و رضا، ای صاحب احسان و بخشش، ای صاحب فصل و قضا، ای صاحب عزت و بقا، ای صاحب جود و کرم و ای صاحب مرحمتها و نعمتها...»
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات المحبین عرض می کند:
«إلهیِ فَاجْعَلنا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُ لِقُرْبِکَ وَ وِلایَتِکَ وَ أخْلَصْتَهُ لوُدِّکَ وَ مَحَبَّتِکَ و