- سخن ناشر 1
- الگوی مصرف در آموزه های اسلامی 5
- مقدمه 5
- مصرف در آموزه های دینی 6
- اهداف و انگیزه های مصرف 7
- محدودیتهای مصرف (کالاها و خدمات ممنوع) 10
- اشاره 13
- 1. اصل نیاز 13
- چیستی نیاز 13
- اصول حاکم بر مصرف 13
- اشاره 13
- گستره نیازهای مادی 14
- نفی نیازهای کاذب 16
- اشاره 16
- الف) نیازهای ناشی از خواسته های نفس 16
- ب) نیازهای ناشی از تبلیغات 18
- ج) نیازهای ناشی از شأنهای اعتباری 22
- 2. اصل تقدیر معیشت 26
- جایگاه و گستره اعتدال در مصرف 29
- 3. اصل اعتدال 29
- اشاره 29
- معیارهای اعتدال 31
- آثار مثبت اعتدال 34
- الف) آثار اقتصادی 34
- اشاره 34
- ب) سلامت جسم و جان 35
- ج) محبوبیت الهی 35
- 4. اصل توجه به اولویتها 36
- 5. اصل ساده زیستی و قناعت 38
- 6 . اصل الگوناپذیری از بیگانگان 40
- 7. اصل انفاق مازاد درآمد 41
- آسیبهای مصرف 42
- اشاره 42
- 1. نفی اسراف و تبذیر 42
- اشاره 42
- مفهوم اسراف و تبذیر و تفاوت آن دو 43
- الف) ملاک شرعی 44
- معیارهای تشخیص اسراف و تبذیر 44
- اشاره 44
- ب) ملاک عرفی 45
- گناه سنگین اسراف و تبذیر 48
- اشاره 49
- گستره اسراف و تبذیر 49
- الف) اسراف در آب 50
- اشاره 51
- ب) اسراف در خوردنیها و سایر آشامیدنیها 51
- اسراف در نان 52
- ج) اسراف در لباس 53
- د) اسراف در مسکن و احداث بنا 54
- ه ) اسراف در وسائل زندگی 55
- اشاره 55
- و) اسراف در وسایل نقلیه 56
- بی توجهی به بازیافت مواد 56
- ز) اسراف در هزینه های ازدواج 57
- نفت و گاز، سرمایه های ملی 58
- اشاره 58
- ح) اسراف در حاملهای انرژی 58
- ط) اسراف در برگزاری مجالس و محافل 59
- ی) اسراف از اموال عمومی و بیت المال 60
- یا) استفاده غیر بهینه از زمان 62
- جمع بندی 63
- زمینه ها و عوامل اسراف و تبذیر 65
- الف) ناآگاهی 65
- اشاره 65
- ب) هواپرستی 65
- ج) ثروت اندوزی و رفاه زدگی 66
- د) رذیلتهای اخلاقی 67
- ه ) الگوپذیری از مسرفان 68
- و) تولید و عرضه نادرست کالا 69
- آسیبهای اسراف و تبذیر 69
- اشاره 69
- الف) نابودی سرمایه ها 69
- ب) تضییع حقوق دیگران 71
- ج) مفاسد اخلاقی و رفتاری 72
- راهبردهای مقابله با اسراف و تبذیر 73
- د) سقوط معنوی 73
- اشاره 73
- الف) تقویت باورها 73
- ب) تثبیت ارزشهای اخلاقی 74
- د) نظارت همگانی 75
- ه ) تربیت خانوادگی 75
- ج) افزایش آگاهیهای عمومی 75
- 2. اتراف (رفاه زدگی و مصرف گرایی) 76
- اشاره 76
- چیستی اتراف 76
- اشاره 77
- ویژگیهای مترفان 77
- الف) حق انکاری و مقابله با پیامبران و مصلحان اجتماعی 78
- ب) اسراف، غصب و تضییع حقوق 79
- ج) مصرف نمادین، خودنمایی و فخرفروشی 79
- د) بی توجهی به محرومان و خودداری از مشارکت در کارهای خیر 80
- عوامل اتراف 80
- الف) زیان اقتصادی 81
- آسیبهای اتراف 81
- اشاره 81
- ب) فساد اخلاقی و رفتاری 82
- ج) نابودی تمدنها و فرهنگها 82
- د) فرجام دردناک 83
- اشاره 84
- ب) برقراری عدالت اجتماعی 84
- الف) تقویت باورهای ایمانی و ارزشهای اخلاقی 84
- راهبردهای مقابله با اتراف 84
- ج) دوری خواص از اتراف 85
- جمع بندی 86
- کتاب نامه 87
ز) اسراف در هزینه های ازدواج
روایات، ازدواج و پیوند زناشویی را امری الهی دانسته اند که تعادل و میانه روی در آن سفارش شده و تجاوز از آن حرام گشته است.(1)
حرمت اسراف، تمام هزینه های بیهوده ازدواج را در بر می گیرد. اسراف در هزینه های ازدواج دارای ابعاد گوناگونی است:
نخست: سنگین گرفتن مهریه ها و از حد گذشتن در این باره. درباره مقدار مهریه، با اینکه طبقِ ظاهر برخی آیات(2) و نظر مشهور فقیهان(3) در افزایش آن محدودیتی نیست، ولی کم بودن مقدار آن، سفارش بسیار شده است.(4) به ویژه تأکید می شود که از مهر السنّه پیامبر اکرم (یعنی مقدار پانصد درهم یا پنجاه دینار(5) که برای همسران و دختران خود قرار می داد) فراتر نرود.(6)
مهریه های سنگین با توجه به اینکه تعهدی بر دوش مرد و دینی بر ذمه اوست، می تواند موجب بی رغبتی جوانان به امر ازدواج و در نتیجه بروز مشکلات متعدد فردی و اجتماعی و یا تن دادن به آن و قبول عواقب آن گردد و نفرت و دشمنی را در جامعه موجب شود، چنان که امیر مؤمنان علیه السلام
1- . همان.
2- . نک: نساء (4)، آیه 20؛ قصص (28)، آیات 27- 28.
3- . نک: حسن بن یوسف حلّی، مختلف الشیعه، ص129؛ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج31، ص47.
4- . رسول خدا صلی الله علیه و آله کم بودن مقدار مهر را از ویژگیهای بهترین زنان امّت می دانند (نک: محمد بن یعقوب کلینی، الفروع من الکافی، ج5، ص324).
5- . از آنجا که هر دینار برابر یک مثقال شرعی و هر مثقال شرعی معادل 6/3 گرم است، بنابراین، 50 دینار در حدود 180 گرم طلا می باشد (نک: احمد فتح الله، معجم الفاظ الفقه الجعفری، صص194 و 368).
6- . نک: محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج15، صص5 -12، 19 و 20. نیز نک: محمد بن یعقوب کلینی، الفروع من الکافی، ج5، صص377 و 378.