پنجره دوم: در جستجوی معنویت صفحه 43

صفحه 43

این یک قانون است: کسی که شیفته دنیا است، کارهای او از محدوده دنیا بیرون نمی رود; امّا کسی که شوق قیامت در دلش موج می زند، همه کارهایش رنگ و بوی اخلاص می گیرد.

خوشا به حال آنان که دل خود را بزرگ کردند و آرزوی آنان، بیشتر از دنیا شد و از پوسته دنیا، بیرون زدند و مشتاق چیزی شدند که هرگز از بین نمی رود.

وقتی من دنیا را کاخ بزرگی دانستم، هرگز نمی خواهم از آن کوچ کنم، صدای مرگ را نمی شنوم، مرگ را باور نمی کنم! هر روز می بینم که عدّه ای به کام مرگ فرومی روند; امّا بیدار نمی شوم! این حال من است.

ولی کسی که از دنیا بزرگ تر شده است، دنیا را قفسی تنگ برای روح خود می یابد و هر لحظه در انتظار آزادی است و مرگ برایش، باز شدن درِ زندان و پرواز به بی نهایت است.

این من هستم که مرگ را پایان خوشی ها می دانم و فکر می کنم مرگ، چیزی جز تاریکی قبر نیست.

مرگ می آید و کاخ آرزوهای مرا ویران می کند; امّا همین مرگ، عدّه ای را به آرزوی بزرگشان - که همان رهایی است - می رساند.

مرگ، یک حقیقت بیشتر نیست; اما برای من ترسناک است و برای دیگری، رهایی بخش! پس اشکال در شناخت و معرفت من است. من با خود چه کرده ام که مرگ را این گونه ترسناک می بینم و دیگران چه کرده اند که مرگ را رهایی می بینند؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه