نیاز دارم با خدای مهربان خویش، پیوند بخورم. وقتی من بنده او شدم، مسئولیّت سنگینی بر دوش دارم، می دانم که بدون کمک و یاری او هرگز نمی توانم این بار را به منزل به برسانم.
* * *
از قرآن سخن بگویم: قرآن، نوری است که از آسمان مهمان این دنیا شده است; قرآن، تجلّی مهربانی خداست. وقتی من در این دنیا به تنگنا می رسم، این پیوند با قرآن است که دید مرا عوض می کند.
نکته مهم این است که برای هر بحران روحی من، آیه ای از قرآن مناسب است، من باید آن آیه را بیابم و آن را بارها بخوانم.
وقتی من دچار وحشت می شوم، از مردم روزگار خویش، ناامید می گردم و می فهمم که آنان خود ناتوان هستند. به هر چه دل ببندم، نابود می شود; زیرا اساس دنیا بر نابودی و فناست. اینجا من به قرآن پناه می برم و با قرآن پیوند می خورم و آیه 58 سوره فرقان را می خوانم:
(تَوَکَّلْ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ).
به خدایی که هرگز نمی میرد، توکّل کن!
این آیه را تکرار می کنم، قرآن با من سخن می گوید: به زنده ای که هرگز نمی میرد، تکیه کن! بر شنوایی که نزدیک تر از تو به خودت است، توکّل کن او هیچ کس را ناامید نمی کند.
وقتی این سخن را بارها خواندم، از آن ترس و وحشت دیگر اثری نماند; زیرا من با قرآن، پیوند خورده بودم و این گونه با آسمان پیوند برقرار کرده بودم.