کسی که به قرآن پناه ببرد، در اوج بحران ها، آرام است و به ثبات می رسد و در متن معرکه ها، چون کوه استوار می ایستد. آری! کسی که با قرآن آشناست، در لحظه های حساس، آیه های متناسب با آن شرایط را می خواند و از آن آیه ها، جان می گیرد. من باید تلاش کنم تا با قرآن، بیش ازپیش مأنوس شوم و آیه های آن را بهتر و بیشتر بشناسم.
* * *
اکنون از دعا سخن می گویم: من دعا را یک وسیله می دانم تا به خواسته ام برسم، من حاجتی دارم و می خواهم به چیزی برسم، دست به دعا برمی دارم و از خدا حاجت خود را می طلبم، من از او می خواهم مرا به آرزویم برساند; امّا گاه دعا دیگر برای من وسیله رسیدن به چیزی نیست، بلکه خودش هدف من است. من دعا نمی کنم تا حاجتی را بطلبم، دعا مقدّمه رسیدن به حاجت من نیست، بلکه خودش مقصد من است.
من دست به دعا برمی دارم تا فقر و ضعف خود را نشان بدهم و از لطف و مهربانی خدا سخن بگویم. دعا می کنم تا بگویم من فقیر و ناتوان هستم و خدای مهربانی هم هست که صدایم را می شنود. من دعا می کنم تا با خدا پیوند برقرار کنم.
روز قیامت که فرامی رسد، خدا در مقابل دعاهایی که در دنیا مستجاب نشده است به مؤمن پاداش می دهد تا آن جا که مؤمن حسرت می خورد و می گوید: «ای کاش هیچ یک از دعاهای من مستجاب نمی شد!» در آن روز، ارزش دعا آشکار می شود، این که من خدا را بخوانم، ارزش است گرچه به حاجت خود