38
وقتی دنیا در چشم من کوچک شد و ایمان به غیب تمام وجودم را فراگرفت، آن وقت دیگر من منتظر تشویق و پاداش نیستم، وظیفه خود را انجام می دهم و هیچ چیز نمی تواند مرا از آن بازدارد.
اگر من فرزند هم چشمی ها بودم و می خواستم با کارهایم در چشم ها بنشینم و کار خود را برای دیگران نمایش بدهم، حالم به گونه دیگر بود، اگر کسی از من تعریف نمی کرد، دلسرد می شدم، اگر کسی سرزنشم می کرد، کار را رها می کردم و وظیفه ام را از یاد می بردم; امّا اکنون من فرزند وظیفه ام هستم، من کار ندارم دیگران چه می گویند، تشویق می کنند یا دشنام می دهند.
من به غیب ایمان دارم، می دانم که روز قیامت در پیش است، بهشت و جهنّم حق است، من می خواهم به سوی بهشت بروم، به بهشت ایمان دارم، می دانم