راه نجات صفحه 9

صفحه 9

از فامیل های ما و حافظ تمام قران بود و چون من در آن سنّ نوجوانی نیمی از قرآن را حفظ کرده بودم، معلّم قرآن می خواست از این راه، فضل خود را به دیگران بفهماند، و لذا مسائل تجویدی قرآن را با دقّت به من یاد داده بود و چندین بار از من امتحان گرفته بود و پس از اطمینان از من و تمام شدن نماز - به امامت من - و تلاوت قرآن در جمع به بهترین نحوی که پدرم و معلّمم از من توقّع داشتند، مورد اعجاب و خوشایند تمام حاضرین قرار گرفتم و معلّم را بر تعلیم من ستودند و پدرم را تبریک گفتند و همگان خدای را بر نعمت اسلام و بر «برکات شیخ»(1) شکر گفتند.

روزهائی را گذراندم که هرگز فراموش شدنی نیست و از خاطرم بیرون نمی رود آن همه شهرت و نام آوری - پس از آن قضیه - که از منطقه ما گذشته و آوازه اش به کلّ شهر رسید و در هر صورت آن شبهای رمضان، در زندگیم تأثیر بسزائی گذاشت و مرا با دین، بیش تر آشنا ساخت که تاکنون آثارش نیز موجود است، چرا که هرگاه راه های زیاد مرا سردرگم می سازند، یک نیروی خارق العاده ای در درونم احساس می کنم که مرا به راه مستقیم می کشاند و هرگاه در خود احساس ضعف شخصیّت و پوچی زندگی می نمایم، آن یادگارها مرا به والاترین درجات روحی بالا می برند و در درونم نور ایمان را روشن می سازند که مسئولیت را هرچند بزرگ است، تحمّل کنم.

و گویا آن مسئولیّتی که پدرم یا در حقیقت معلّمم، به من واگذار نمود که همان امامت و پیشنمازی مردم در آن سن نوجوانی بود، مرا وادار کرد چنین احساسی داشته باشم که نسبت به آن درجه ای که خود مایل بودم بدان برسم یا لااقل از من خواسته می شد، خود را مقصّر بدانم. و بدین سان دوران کودکی و


1- (1) . مقصود از شیخ، پیر طریقت صوفیان است که خاندان مؤلّف در آن زمان پیرو او بودند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه