توله ها و برف
یکی از دوستان که مرد راستگو و مورد اطمینانی است، نقل می کرد: «چند سال قبل، فصل زمستان برف مفصلی آمده بود و هوا به شدت سرد شده بود. من در دکان کنار آتش نشسته بودم. روبروی دکان، خرابه ای بود. در آن خرابه، خانه ای قدیمی وجود داشت که فقط سقفش باقیمانده بود. سگی در آنجا زائیده بود. توله ها دورش را گرفته بودند و از پستانش شیر می خوردند و من تماشا می کردم.
یک مرتبه ماده سگ جست و توله هایش را یکی یکی به دندان گرفت و آنها را از خرابه خارج کرده و در خیابان روی برف ها قرار داد. آنگاه طولی نکشید که سقف فرو ریخت. ماده سگ، این هوش را از کجا آورده بود؟ غیر از خداوند مهربان چه کسی می تواند این هوش را تکوین در مخلوقاتش ایجاد کند؟»(1)
1- عدل - صفحه 382