برای نماز برمی خاست، آن را به عنوان عبا به دوش می انداخت.
در سالهای آخر عمر پر برکت آن بزرگوار، بدن شریف ایشان نحیف شده بود. همسران پیامبر، پارچه را چهارلا نموده و به عنوان تشک زیر پیامبر انداختند. آن شب رسول اکرم، قدری بیشتر خوابیدند و برای نماز شب، چند دقیقه دیرتر بیدار شدند. وقتی آن حضرت متوجه نرمی تشک خود شدند، فرمودند: «چه کسی به من ظلم کرده است. تشک من به همان طرز سابق بهتر بود.»
غزالی از قول یکی از بازرگانان نوشته است: «سزاوار بود که خانه فقیرانه و گلی پیامبر را همان طور که بود، برای همیشه باقی نگه می داشتند تا نسل های بعد که می آیند متوجه «زهد محمدی» (صلی الله علیه و آله) باشند و این در حالی بود که اگر آن حضرت اراده می کرد می توانست قصری از خشت های طلا و نقره درست کند ولی می فرمود: «دوست دارم مانند فقیرترین افراد امتم زندگی کنم.»
«ناسخ التواریخ» می نویسد: «وقتی که پیامبر اکرم در حال فوت بود، حضرت علی علیه السلام را طلبید و کیسه ای را که محتوی چند درهم بود به امیر مؤمنان داد و فرمود: «این را به فقرا برسان.» آنگاه به خودش خطاب کرد: «ای محمد - صلی الله علیه وآله – چه می کردی اگر وفات می نمودی و این مال در نزدت بود؟»
این است راه و روش و طرز زندگانی کسی که از مردم پاداشی نمی خواست. خودش هدایت شده بود و می خواست دیگران را هدایت فرماید. چنین شخصی سزاوار است که راهنما و پیامبر الهی شود.(1)
1- قلب قرآن صفحه 73