مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 102

صفحه 102

هستم تا خلافش اثبات نشده باشد. شخصی که به او تعبد میکنید هیچ وقت او را نمی آزمایید. از این بالاتر، گاهی شخصی که به او متعبد میشوید حتی اگر امور واضح البطلانی هم از او صادر شد، شما در واضح البطلان بودن آن شک میکنید. تعبد همان است که در آیین هندو، جمله ای در توصیف آن هست و می گوید: «از استادت اطاعت کن حتی اگر تو را به جهنم ببرد.» این جمله معنایش این است که تواصلا حق آزمودن نداری. استاد است که ترازوی هر چیزی است. خود استاد را که نمیشود وزن کرد. این تعبد چیزی است که انسان مدرن آن را پذیرا نیست.

نمی خواهم این ادعا را بکنم که همیشه میشود از تعبد گریخت. نمی خواهم ادعا کنم که میشود در سرتاسر زندگی، انسان حتی یک مورد هم تعبد نورزد؛ می خواهم این را بگویم که تعبد خلاف بهنجار بودن روان آدمی است. انسان بهنجار نمی تواند متعبد باشد. وقتی انسان می گوید بیماری چیز بدی است، نمیخواهد بگوید که انسان می تواند در سرتاسر عمرش یکبار هم بیمار نشود.

انسان در سرتاسر زندگی اش بارها بیمار می شود، اما این از بدی بیماری نمی کاهد. بیماری همچنان بد است ولی اجتناب ناپذیر است. تعبد می تواند گریزناپذیر باشد؛ این بعید نیست و معنایش این است که ممکن است نشود مطلقأ بی تعبد زندگی کرد؛ ولی در عین حال تعبد امری خلاف فطرت یک انسان سالم است. یک انسان بهنجار، از تعبد هیچ گونه لذت عاطفی و آرامش درونی نمی برد. چرا؟ چون انسان اساسا این طور ساخته شده است یا به تعبیر دیگر انسان اساسأ هر رأیی که برایش عرضه می شود، می خواهد بپرسد چرا؟ به چه دلیل؟ شما اگر به من گفتید الف، ب است؛ من دلم می خواهد بپرسم که چرا الف، ب است و همین که میگویم چرا الف، ب است نشان میدهد که نمی خواهم نسبت به شما تعبد بورزم. آن وقت از این یک نتیجه می شود گرفت و آن این که برای سلامت روانی باید حتی المقدور از متعبد بودن گریخت؛ آنجایی که در وسع ما است و به گفته علمای سابق «الضرورات تقدر با قدارها»؛ امر ضروری را باید به اندازه ضرورتش اخذ کرد. یعنی فقط حداقل مقداری که ما باید نسبت به آن تعبد بورزیم مجاز است. حال این حداقل چیست؟ مربوط به بحث ما نمی شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه