- پیش سخن 1
- در آمد 5
- فرهنگ شناسی غرب باستان 6
- ظهور مسیحیت و تأثیر آن بر فرهنگ غرب 10
- فرهنگ شناسی قرون وسطی 13
- روند استحاله فرهنگی مسیحیت در قرون وسطی 15
- نهضت «پروتستانتیزم» و نابودی اقتدار کلیسای کاتولیک 18
- رجعت فرهنگی غرب به دوران پیش از مسیح 20
- بازتاب تفکر جدید در عرصه اندیشه سیاسی 23
- الف - دوره اول رویارویی اسلام و غرب 30
- اشاره 30
- رویارویی اسلام و غرب 30
- ب - دوره دوم رویارویی اسلام و غرب 35
- مقدمه ای در تبیین روشنفکری 45
- رهانیدن جامعه از منطقی نیندیشیدن و بلای تقلید 47
- اشاره 47
- کار ویژه های روشنفکری 47
- رهانیدن از بلای جزم و جمود 48
- رهانیدن از بلای ناسازگاری اندیشه 49
- آفات روشنفکری 50
- نوع نگاه به عقل، منشأ شکل گیری سه جریان 55
- سنت گرایی و عقلانیت 58
- تجددگرایی و عقلانیت 59
- مقایسه عقلانیت سنتی و عقلانیت متجددانه 60
- پسا تجددگرایی و عقلانیت 61
- اشاره 70
- ١- علم گرایی 71
- 2- فن آوری ماشینی 73
- ٣- تولید صنعتی 74
- 4- بالا رفتن سطح زندگی مادی 75
- 5- گرایش سرمایه داری و بازار آزاد 75
- 6۔ سکولاریسم و فرهنگ عمدتا دنیوی و این جهانی 76
- 7- انسان گرایی 77
- 10- مردم سالاری لیبرال 81
- مؤلفه های تجددگرایی 83
- روحیه ایجاد دگرگونی در عالم؛ اصلی ترین مؤلفه تجددگرایی 84
- اشاره 86
- گرایش به سیانتیزم 86
- گرایش به اندیشه پیشرفت 90
- توجه به عوامل مادی و بی توجهی به عوامل معنوی 104
- مهمترین انتقاد بر تجددگرایی 109
- اشاره 163
- اشاره 166
- مفهوم و ویژگیهای تجددگرایی 166
- ب - ویژگیهای هستی شناختی 167
- الف - ویژگیهای معرفت شناختی 167
- ج - ویژگیهای انسان شناختی 168
- د- ویژگیهای اجتماع شناختی 168
- اشاره 170
- مفهوم و ویژگیهای سنت گرایی 170
- الف - ویژگیهای معرفت شناختی 171
- ج- ویژگیهای انسان شناختی 171
- د- ویژگیهای اجتماع شناختی 171
- ب - ویژگهای هستی شناختی 171
- تجددگرایی در ایران 172
- سنت گرایی در ایران 175
- اشاره 176
- الف - ملاک تطابق و مفید بودن آنها در حل مسائل اجتماعی 176
- ارزیابی الگوی فکری تجددگرایی و سنت گرایی 176
- ب - ارزیابی الگوهای فکری در توضیح تاریخ اندیشه ما 179
- ج - باز یا بسته بودن مرزهای الگوهای فکری 180
- د- توفیق الگوهای فکری در جذب و تسلط بر اذهان 180
- الگوی فکری احیاگری 182
- خدا احیاگر و قرآن کتاب احیاگری است 185
- انبیا و ائمه، سرسلسله احیاگران 187
- تفسیر احیاگرایانه تاریخ اندیشه 189
- تفسیر احیاگرانه اندیشه های معاصر 191
- ١- احیای اندیشه دینی 194
- اشاره 194
- امام خمینی اندیشمندی احیاگر 194
- 2- احیای فرهنگ تاریخی دینی 195
- ٣- امام و احیای اجتماع دینی 196
- 4- امام و تمدن جدید 197
- اشاره 201
- نگاهی به مفهوم خشونت در اسلام و لیبرالیسم 203
- خشونت در ابعاد نظری نظامهای لیبرال 206
- لیبرال دموکراسی غرب و خشونت در عمل 214
- مفهوم تولرانس در غرب و تعریف سهله و سمحه در اسلام 219
- اشاره 219
- تفاوتهای تسامح و تساهل دینی با تولرانس لیبرالی 234
- اشاره 237
- ١- عرفی سازی شرایع آسمانی 237
- پیامدهای تولرانس لیبرالی 237
- 2- ظهور آزادگذاری مطلق 238
- 3- ظهور منکرات اجتماعی و بهانه تراشیهای تساهلی 239
- اشاره 241
- راه نقد مدرنیته چیست؟ 243
- مقدمه ای در معانی متعدد روشنفکری 273
- معنای دوم؛ تلقی عرفی 274
- معنای سوم؛ ترجمه Enlightenment 275
- معنای چهارم؛ ترجمه Intellectual 278
- معنای پنجم؛ روشنفکری دینی 279
- زمینه های پیدایش روشنفکری در غرب 280
- مؤلفه های اندیشه روشنفکری در غرب 282
- نقد مبانی معرفتی روشنفکری در غرب 285
- پیامدهای تفسیر روشنفکرانه دین 293
- اشاره 297
- ارزیابی سنتها 299
- روشنفکری و تخلیه سنتها 308
- تغییر سنتها، تغییر در فرهنگ معنوی 310
- اشاره 335
- مفهوم و ابعاد التقاط 336
- گونه های التقاط 339
- ١- خود کم بینی و خودباختگی 343
- اشاره 343
- 2- نبود حکومت دینی 347
- ٣- تلقی نارسا از مکتب خودی 348
- 4- نا آشنایی با مکتب 351
- نتایج و پیامدهای التقاط 353
- اشاره 353
- 1- تحریف 353
- 2- تجزیه مکتب 355
- اشاره 356
- ١- لزوم پاکسازی فرهنگی - دینی 356
- راههای رویارویی با پدیده التقاط 356
- 2- حفظ مکتب از انحرافها 357
- اشاره 377
- قواعد و مبانی فهم و تفسیر قرآن 378
- مبانی نظری برداشتهای روشنفکرانه از قرآن 381
- ١- تکیه بر عقل جزوی 381
- ٢- تفسیر عصری 381
- اشاره 385
- 4- علمگرایی 385
- ٣- تکیه بر پیش داوریها 385
- ١- احیای فکر دینی 387
- 2- دفع شبهه نزاع علم و دین 388
- اشاره 392
- نمونه هایی از برداشتهای روشنفکرانه از قرآن 392
- ١- قمرهای مصنوعی 393
- 2- بمب اتمی و هواپیماهای جنگی 393
- 3- ملائکه و میکروب 394
- 4- بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن 395
- 5- ادعای برابری ارث زن و مرد 398
- اشاره 401
- تاریخچه شروع امتیازفروشی در ایران 402
- نقش روشنفکران در توجیه سلطه بیگانگان 406
- باورهای اقتصادی روشنفکران 411
- دوران سلطه انگلستان 416
- تأثیر روشنفکران در تاراج منابع نفتی در حکومت پهلوی 432
- پیامد اصلاحات امریکایی در اقتصاد ایران 442
- اشاره 449
- چیستی و کیستی روشنفکر 452
- شاخصه های روشنفکر مسلمان 453
- رسالت روشنفکر مسلمان 454
- محاسن و معایب روشنفکری 455
- مطهری و عنصر نوگرایی در اندیشه روشنفکری 461
- اشاره 465
- روشنفکری لائیک و ساحت دافعهای امام 468
- روشنفکری سکولار و مواضع جذبی - دفعی حضرت امام خمینی 473
- روشنفکری دینی و ساحت جاذبه ای امام خمینی 478
- اشاره 478
- عبرت هایی از الگوی رفتاری امام 486
- ٢- نهضت آزادی و جدول رفتاری امام خمینی 486
- جمع بندی و نتیجه گیری 487
- تصویر 490
- فهرست آیات 491
- تصویر 492
- تصویر 493
- تصویر 494
- فهرست کتابها 495
- تصویر 496
- تصویر 497
- فهرست نام اشخاص 498
- تصویر 499
- تصویر 500
- تصویر 501
- تصویر 502
- تصویر 503
- فهرست واژگان 504
- تصویر 505
- تصویر 506
- تصویر 507
- تصویر 508
- تصویر 509
- تصویر 510
هستم تا خلافش اثبات نشده باشد. شخصی که به او تعبد میکنید هیچ وقت او را نمی آزمایید. از این بالاتر، گاهی شخصی که به او متعبد میشوید حتی اگر امور واضح البطلانی هم از او صادر شد، شما در واضح البطلان بودن آن شک میکنید. تعبد همان است که در آیین هندو، جمله ای در توصیف آن هست و می گوید: «از استادت اطاعت کن حتی اگر تو را به جهنم ببرد.» این جمله معنایش این است که تواصلا حق آزمودن نداری. استاد است که ترازوی هر چیزی است. خود استاد را که نمیشود وزن کرد. این تعبد چیزی است که انسان مدرن آن را پذیرا نیست.
نمی خواهم این ادعا را بکنم که همیشه میشود از تعبد گریخت. نمی خواهم ادعا کنم که میشود در سرتاسر زندگی، انسان حتی یک مورد هم تعبد نورزد؛ می خواهم این را بگویم که تعبد خلاف بهنجار بودن روان آدمی است. انسان بهنجار نمی تواند متعبد باشد. وقتی انسان می گوید بیماری چیز بدی است، نمیخواهد بگوید که انسان می تواند در سرتاسر عمرش یکبار هم بیمار نشود.
انسان در سرتاسر زندگی اش بارها بیمار می شود، اما این از بدی بیماری نمی کاهد. بیماری همچنان بد است ولی اجتناب ناپذیر است. تعبد می تواند گریزناپذیر باشد؛ این بعید نیست و معنایش این است که ممکن است نشود مطلقأ بی تعبد زندگی کرد؛ ولی در عین حال تعبد امری خلاف فطرت یک انسان سالم است. یک انسان بهنجار، از تعبد هیچ گونه لذت عاطفی و آرامش درونی نمی برد. چرا؟ چون انسان اساسا این طور ساخته شده است یا به تعبیر دیگر انسان اساسأ هر رأیی که برایش عرضه می شود، می خواهد بپرسد چرا؟ به چه دلیل؟ شما اگر به من گفتید الف، ب است؛ من دلم می خواهد بپرسم که چرا الف، ب است و همین که میگویم چرا الف، ب است نشان میدهد که نمی خواهم نسبت به شما تعبد بورزم. آن وقت از این یک نتیجه می شود گرفت و آن این که برای سلامت روانی باید حتی المقدور از متعبد بودن گریخت؛ آنجایی که در وسع ما است و به گفته علمای سابق «الضرورات تقدر با قدارها»؛ امر ضروری را باید به اندازه ضرورتش اخذ کرد. یعنی فقط حداقل مقداری که ما باید نسبت به آن تعبد بورزیم مجاز است. حال این حداقل چیست؟ مربوط به بحث ما نمی شود.