مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 103

صفحه 103

نکته دومی که واقعا باید در مورد تعبد مداقه کرد این است که کسانی گفته اند برای خود تعبدمان دلیل داریم و بنابراین، تعبد ما مدلل است. مثلا من می گویم، هر چه حسن بگوید قبول میکنم، یعنی نسبت به او تسلیم هستم. بعد میگویم برای این که نسبت به حسن تسلیم باشم، دلیل دارم. اگر واقعأ تسلیم همراه با دلیل باشد نباید به آن تعبد بگوییم. تسلیم اگر همراه با دلیل باشد تقریبا از جنس رجوع به متخصص می شود و بنابراین نباید تعبیر تعبد را در موردش به کار برد. وقتی میگوییم تعبد، فرض بر این است که برای کسی که نسبت به او تعبد می ورزیم، دلیل نداریم. اگر واقعا دلیل داشته باشیم اصلا لغت تعبد و برای آن شخص متعبد لغت Authority را نباید بکار برد.

نکته دیگری را هم که باید عرض کنم این است که تعبد با اطاعت فرق می کند و ممکن است بدون اطاعت نشود زندگی کرد ولی بدون تعبد میشود زندگی کرد. واقعیت این است که جز به نظر بعضی از آنارشیستها، مثل باکونین روسی و اوائل زندگی فکری تولستوی (که نوعی گرایشهای آنارشیستی داشت)، بقیه قبول دارند که تمشیت امور جامعه بدون اطاعت امکان ندارد. به استثنای این گروه بسیار معدودی که از آنها تعبیر به آنارشیست ها می شود، همه قبول کرده اند که جامعه احتیاج به یک نوع اطاعت دارد و بدون اطاعت سامان نمی گیرد.

بنده در اصل این که تمشیت امور جامعه بدون اطاعت نمی شود، موافقم. من این سخن را قبول دارم و از این لحاظ آنارشیست نیستم. اما در عین حال می گویم، اطاعت با تعبد فرق میکند. اطاعت معنایش این است که حسن گفته است که کار x باید انجام بگیرد، پس کار x باید انجام بگیرد و حسن گفته است که کار نباید انجام بگیرد، پس کار X نباید انجام بگیرد، این فرمول اطاعت است.

تعبد میگوید چون حسن میگوید 8 ، y است، پس X ، لا است و چون حسن میگوید X، لا نیست پس X ، لا نیست. چون حسن میگوید x هست، پس x هست و چون حسن میگوید X نیست پس X نیست و چون حسن میگوید X و y دارای رابطه r هستند پس X ولا دارای رابطه r هستند و چون حسن میگوید X و y دارای رابطه r نیستند، پس این دو با هم دارای رابطه r نیستند. این 6 قسم فرمول تعبد است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه