مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 104

صفحه 104

اگر به این تعریف توجه کنیم، آن وقت به این نکته التفات پیدا می کنیم که تعبد خیلی با اطاعت فرق می کند. من وقتی در کارخانه ای کار می کنم، از کارفرمای خودم اطاعت می کنم و باید هم اطاعت کنم. اصلا نفس این که تقاضای استخدام در این کارخانه کرده ام، یعنی تقاضای اطاعت ورزی کرده ام. یکی از لوازم عمده تقاضای من اطاعت پذیری است.

اما تعبد حرف دیگری است. من می توانم بگویم چون من در فلان وزارتخانه کار میکنم، وزیر هر دستوری بدهد من اجرا میکنم ولی در عین حال، خیلی از دستورات وزیر را قبول ندارم. یعنی نسبت به آن تعبد ندارم. فرق تعبد و اطاعت این است که اطاعت با بدن انجام میگیرد ولی تعبد با ساحت ذهن و روان انسان انجام می گیرد و ساحت ذهن و روان انسان به تعبیر کانت، ساحت آزادیها است نه ساحت الزامات. الزام فقط حاکمیت و سیطرهاش بر ساحت بدن است و غیر بدن چیزی را نمی شود به الزام خواند و از آن الزام خواست. در واقع فقط و فقط بر بدن ما می شود فشار آورد و به بدن ما می شود چیزی را الزام کرد. اما ساحت ذهن و روان، ساحت تمام آزادیها است.

ساحتی است که در آن هیچ گونه الزامی وجود ندارد. با استفاده از همین نکته، یک نکته فرعی را هم عرض کنم و آن این که انسان مدرن، اگر هم بخواهد متدین بشود، او تدینش دشوار تر از انسان غیرمدرن است و ثانیا معنای بسیار مضیق تری هم دارد. به دلیل این که انسان سنتی در تعبد پرمسامحه تر است و سریعتر متعبد میشود. انسان مدرن تعبدش حداقل است و وقتی تعبدش، حداقل است طبعا متدین شدنش مشکل تر و علاوه بر مشکل تر بودن مضیق تر هم هست. این است که تدین انسان مدرن (اگر انسان مدرن بتواند متدین باشد) واقعا با تدین انسان ستتی متفاوت است.

پس معنای Equalitarianism، تعبد گریزی را به دنبال خود می آورد.

توجه به عوامل مادی و بی توجهی به عوامل معنوی

Equalitarianism علاوه بر تعبدگریزی یک معنای دیگری را هم به دنبال خودش می آورد و آن این است که در علوم تجربی، رد و قبول آراء و نظرات، به عوامل درونی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه