مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 109

صفحه 109

معتقد است که گناه در جریان شناخت اثر می گذارد.

این گونه نیست که مثلا یک انسان گناهکار و یک انسان بیگناه یا یک انسان کمتر گناهکار با یک انسان بیشتر گناهکار بتوانند برداشت و استنباط واحدی از جهان هستی داشته باشند. انسانها وقتی که در مقام مواجهه با جهان هستی قرار میگیرند و در صدد برمی آیند که از جهان هستی شناختی پیدا بکنند، بلافاصله در روند این شناخت، گناهکاری یا بیگناهیشان هم دخالت می کند. این عامل، عامل کم اهمیتی نیست. خود گناه یک عامل معرفتی نیست، ولی در معرفت اثر می گذارد.

انسان متجدد، منکر این ویژگی است. انسان متجدد به نظرش می آید مسأله ای به نام گناه تأثیری در این که چه شناختی از این جهان پیدا بکند و این شناخت هم مطابق با واقع باشد یا مطابق با واقع نباشد ندارد. در همین جا بر این نکته تأکید می ورزم در عین حال که انسان سنتی بر تأثیر گناه در شناخت کاملا اصرار می ورزید و انسان جدید منکر این تأثیر است، در عین حال ریشه های توجه دوباره به تأثیر گناه بر شناخت، در آثار بسیاری از متفکران متجدد وجود دارد.

در میان متفکران جدید کسی مثل هابز در کتاب معروف خودش لویاتان که مهمترین اثر و شاهکار فلسفی اوست، با وجود این که ماتریالسیت هم بود می گوید که خطای اخلاقی در شناخت انسان از عالم واقع اثر می گذارد. بعد از هابز، کانت؛ بعد از کانت، فیخته و به همین ترتیب، بیکن، هیوم، مارکس، مانهایم، شوپنهاور، نیچه، فویرباخ، فروید، فوکو، دریدا، رالز، هابرماس، هر و مکینتایر. اینها همه، متفکران متجدد هستند. بعضی از آنها مادی هستند (مثل هابز و مارکس) و چون مادی هستند به جای این که تعبیر گناه را به کار ببرند در این مسأله تعبیر خطای اخلاقی را به کار می برند.

مهمترین انتقاد بر تجددگرایی

به گمان بنده، بزرگترین نقدی که بر تجددگرایی می توان داشت علم زدگی آن است. علم تجربی (Science)، خودبه خود، هیچ عیب و ایرادی ندارد؛ اما وقتی که سعی می شود که از علم تجربی، که ذاتا و برحسب تعریف، متعلق به عالم طبیعت و محدود به آن است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه