مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 13

صفحه 13

تنها چیزی که در قرون وسطی نقطه امیدی به شمار می رفت، این بود که این اقوام وحشی به نحوی که هنوز علت اصلیش روشن نیست، کلیسای مسیحیت را از بین نبردند و کشیشان موفق شدند با زحمت زیاد بعد از یکی دو نسل آنها را مسیحی کنند.

فرهنگ شناسی قرون وسطی

بدین سان در قرون وسطی فرهنگی شکل گرفت که دینی بود، یعنی اقوامی که اجداد اروپائیان امروزی بودند توسط کلیسا متدین به دین مسیح شدند و به آداب، قوانین و مقررات کلیسا گردن نهادند. بخشهای مختلف از سرزمینهای اروپا پاپ را به عنوان پدر خودشان و فرمانروای مطلق به رسمیت شناختند و در هر کاری کوشش می کردند که نظر پیشوای دینی خودشان را اخذ نمایند و اصلا برای اروپای مسیحی متدین قرون وسطی تصور این که بدون تأیید پاپ کاری را مصلحت و مجاز بداند امکان نداشت.

شعار مسیحیت قرون وسطی «نجات» بود. میگفتند انسان باید در زندگی خویش اعمالی را انجام دهد یا ترک کند که به «نجات»، «وارستگی» و آرامش روحی او بینجامد.

این نکته مهم قرون وسطی بود.

اعتقادشان این بود که با تعلق باطنی و وجودی به خداوند که همه چیز از اوست و او ورای همه چیز است، انسان می تواند وارسته شود و در عین زندگی در این دنیا و داشتن

همه چیز، وابسته و گرفتار هیچ چیزی نباشد.

لذا اعتقادات و فرهنگ رایج در اروپا تعلق دنیوی محض ایجاد نمی کرد. در کتابهایی نوشته اند که در قرون وسطی زندگی مادی پیشرفت زیادی نداشت اما علتش را اشتباه کرده اند. البته اکثر این کتابها را لائیکها نوشته اند و علت عدم پیشرفت مادی اروپا در قرون وسطی را کم عقلی و عقب ماندگی مردم دانسته اند، در صورتی که چنین نیست. فرهنگ قرون وسطی این نکته را ترویج می کرد که انسان تا آن اندازه به دنیا روکند و برای دنیا کوشش کند که نیازمند نباشد و مقداری نیز برای پیش بینی خطرات آینده، بیش از نیازش داشته باشد. لذا چون زندگی اکثر مردم کشاورزی بود، علاوه بر مقدار موردنیاز برای مصرف یک سال اندکی نیز به خاطر احتمال خشکسالی در سال بعد ذخیره می کردند و تلاش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه