مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 198

صفحه 198

1- ١. همان، 60/4.


2- 2. همان.

3- ٣. همان، ص 292.


4- 4. همان، 160/9.
5- 5. همان، 607/1.

نتیجه گیری

هدف این مقاله ارزیابی الگوهای فکری مسلط بود. ما براساس چهار ملاک یعنی میزان تطابق و سنخیت با شرایط جامعه و توان حل مسائل فکری و اجتماعی، قابلیت تبیین تاریخ اندیشه مسلمانان، باز یا بسته بودن مرزهای الگوهای فکری و توان جذب و هضم ایده های جدید و توفیق آنها در جذب و تسلط بر اذهان، آنها را مورد بررسی قرار دادیم. در این راستا ابتدا به تعریف و طرح سنت گرایی و تجددگرایی، اصول و مفاهیم بنیادی آنها پرداختیم و نسبت آنها را با یکدیگر ترسیم نمودیم. در ارزیابی الگوهای فکری براساس ملاکهای مذکور به این نتیجه رسیدیم که الگوهای مذکور او با شرایط موجود جامعه تطابق ندارند و از کارایی لازم در حل مسائل اجتماعی فکری برخوردار نیستند. ثانیه نمی توان در چهارچوب آنها با تاریخ اندیشه جامعه ارتباط برقرار کرد و اندیشه های بسیاری از متفکران در قالب آنها نمی گنجد. ثالثأ هر دو الگوی فکری بسته هستند و امکان برقراری ارتباط گفتمانی با الگوهای دیگر یا جذب گزاره های معرفتی و تقویت خود را ندارند و رابعأ هر دو الگو دارای طرفدارانی در جامعه می باشند. این موضوع را نشانه ارتباط نسبی و ناقص آنها با جامعه و ضرورت عدم نفی کامل آنها برشمردیم. بر این اساس به این نتیجه رسیدیم که ما نیازمند الگوی فکری جدید هستیم و الگوهای موجود به نیازهای ما پاسخ لازم را نمی دهند. سپس احیاگری را به عنوان الگوی فکری که توان پاسخ به نیازهای ما را دارد مطرح کردیم. آن گاه ضمن ارائه اصول آن به بررسی تاریخ اندیشه برای آزمون کارایی آن پرداختیم. نتیجه این که:

١- احیاگری به عنوان یک الگوی فکری با شرایط جامعه تطابق بیشتری دارد و ریشه های آن در منابع فکری ما مانند قرآن و سنت موجود است.

2 - الگوی احیاگری دارای مرزهای بازی است و تصویری که از واقعیت و تاریخ ارائه میدهد، جمیع الابعاد و گسترده می باشد. بر این اساس انبیاء و ائمه را سرسلسله احیاگران یافتیم

3- بررسی مسائل اندیشه های متفکران جامعه (قدیم و جدید براساس این الگو،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه