مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 202

صفحه 202

هیچ قانونی نمی تواند انسان را از صیانت نفس خویش بازدارد. دزدیدن غذا برای یک انسان گرسنه جرم محسوب نمی شود»(1)

حتی لویاتان که هابز معتقد به قدرت نامحدود اوست، حق وضع چنین قوانینی را ندارد و هر انسانی در مقابل چنین قانون یا فرمانی حق طغیان دارد.

خشونت نیز چنین است. جان لاک که قانون اساسی ایالات متحده آمریکا براساس نظریه سیاسی او پایه ریزی شده است، مفاهیم قانون، وظیفه، قانونگذار، پاداش و مجازات را در کنار هم آورده، تصریح می نماید که قانون بدون مجازات قابل درک یا تصور نیست(2) و بدین وسیله بر لزوم وجود مجازات که مصداق خشونت است، تأکید می کند. وی حتی در تعریف قدرت سیاسی می گوید:

«به نظر من قدرت سیاسی، حق وضع قوانین همراه با تعیین مجازات مرگ و کلیه مجازاتهای کوچکتر به منظور حفظ مالکیت دارد.»(3)

بنابراین اگر به مبانی نظری اندیشه لیبرال درست نگاه کنیم چنین نیست که در آن به هیچ وجه خبری از خشونت نباشد، بلکه چنان که در ادامه خواهیم گفت، تئوری خشونت، هم در اندیشه لیبرال و هم در عمل آن به روشنی دیده می شود. اتهام خشونت به اسلام از نظامهای لیبرال دموکرات غربی سرچشمه می گیرد و لقلقه زبان برخی روشنفکرنمایان داخلی در این باب همچنان از حد تقلید فراتر نرفته است.

موضع تدافعی نسبت به این اتهام البته از لوازم صیانت دین است و باید باشد، اما اگر با فعلی در خور همراه نگردد، مصداق انفعال خواهد بود. لذا باید دید موضع خود حریف نسبت به موضوعی که دیگران را بدان متهم می کند چیست و جالب این جاست که در مورد خشونت می توان شدیدترین و در همان حال دقیق و مستند ترین اتهامات را به لیبرالیسم و نظامهای لیبرال دموکرات نسبت داد؛ هم در ابعاد نظری و مبانی فکری اندیشه لیبرال و .


1- 1. آنتونی آربلاستر، لیبرالیسم غرب؛ ظهور و سقوط، ترجمه عباس مخبر.
2- 2. سید علی محمودی، نظریه آزادی در فلسفه سیاسی هابز و لاک، ص 92.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه