مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 21

صفحه 21

در فرهنگ مسیحی می گفتند که اساس هر چیزی خداست و خدا مبنای همه امور است. تئیسم از تئوس به معنای خدا گرفته شده و معنای آن خداباوری، خدامداری و اصالت خداست.

با تضعیف فرهنگ مسیحی و گرایش به فرهنگ پیش از آن، یک جریان فکری به نام اومانیسم با اعتقاد به اصالت بشر در برابر خدامداری و اصالت خدا شکل گرفت. هر چیزی را که به نام خدا بود برداشتند و به جای آن بشر گذاشتند. باید برای رضای خدا کار کنیم، تبدیل شد به این که باید برای رضای خودمان کار کنیم. هر چیزی باید خداپسندانه باشد، تبدیل شد به این که هر چیزی باید به دلخواه خودمان باشد و به این ترتیب همه چیز رنگ بشری پیدا کرد و رنگ خدایی را از دست داد.

شایان ذکر است که قبلا هم مسائل رنگ بشری داشت، اما بشر به معنای دینی اش. منظور اومانیستها از بشر با آنچه ما در تعریف دینی قائلیم، متفاوت است. آنها ذات و حقیقت بشر را غیر از آنچه ادیان تاکنون تعریف کرده اند می دانند و معتقدند که برعکس، حقیقت بشر آن چیزی است که ادیان تاکنون کنترل و سرکوبش کرده اند و همواره به دنبال مهار و محدود کردن آن بوده اند و آن، نفس اماره است.

این مساله را به صراحت هم بیان کردند که نفس اماره، ذات و حقیقت بشر است و باید آزاد باشد.

گفتند که رومیهای باستان و یونانیهای قبل از مسیحیت آزاد بودند و به مقتضای حقیقت وجودشان هر کاری که دلشان می خواست می کردند، از وقتی دین آمد شروع کرد به حرام کردن و مکروه کردن و انسان را در مسیری غیر از حقیقت و ذاتش انداخت. اومانیستها گفتند که تمام غرایز انسان باید در حد اعلا ارضا شود. انسان غریزه قدرت طلبی دارد، چه اشکالی دارد که زورش را بر همه کس و همه جا غالب کند؟ انسان غریزه تملک دارد و می خواهد همه چیز مال خودش باشد، چه اشکالی دارد؟ همین گونه غرایز جنسی که باید بی حد و حصر ارضا شود. لذا یکباره فرهنگ و هنر و ادبیات قرون وسطی جای خودش را به هنر و ادبیات دوره رنسانس داد. درست مثل یونانیها شروع کردند به کشیدن تابلوهایی که سوژۀ آن جسم انسان و نفسانیاتش بود. اندامهای برهنه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه