مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 274

صفحه 274

معنای اول؛ مفهوم لغوی روشنفکری

معنای لغوی، ترکیب یک وصف مرکب است که از یک اسم و یک وصف تشکیل شده است. وقتی وصف «روشن» با اسم «فکر» ترکیب می شود، صفت جدیدی را ایجاد میکند. روشنفکر و روشنفکری حاصل مصدر است. البته روشن، فارسی است ولی فکر اسمی است که فارسی نیست، اما در ادبیات فارسی کاربرد دارد. ترکیب این دو با یکدیگر، شاید نوعی مجاز باشد؛ به این معنی که اگر مراد از آن روشنایی، روشنی محسوس باشد، وقتی که با چراغ یا خورشید ترکیب می شود، هیچ نوع مجازی وجود ندارد، اما وقتی روشنایی به فکر استناد داده می شود یا با آن ترکیب می گردد، نوعی مجاز است.

من این گونه ترکیب را در گذشته ادبیات مان جست وجو کردم ببینم به کار رفته یا نه، مواردی نیافتم و اگر هم به کار رفته باشد بسیار شاذ و نادر است؛ یعنی ترکیب روشن را با بسیاری از چیزها داریم؛ روشن رأی، روشن ضمیر، روشن روان، اما روشنفکر، چیزی است که فکر میکنم به پنجاه سال اخیر یا لااقل سده اخیر باز می گردد.

ترکیب مشابهی را در سده اخیر داریم و آن منورالفکر است اما از دهه بیست به بعد، به مرور لفظ روشنفکر بیشتر رواج پیدا کرد و جای کاربرد منورالفکر را گرفت.

معنای دوم؛ تلقی عرفی

معنای دومی که از روشنفکر فهمیده می شود، برداشت عرف از این واژه است و شاید اگر یک کار میدانی انجام شود، بتوان این مسأله را مستندتر بیان کرد. من بسیاری اوقات در برخی از محافلی که با دوستان صحبت می کردم و عرف هم چندان عرف عام نبوده، بلکه در بسیاری از موارد عرفهای دانشجویی بوده، در بیشتر موارد وقتی که پرسیدم از لفظ روشنفکر چه چیزی به ذهن شما متبادر می شود آن ارتکاز را که شکافتم، اغلب انسانی بوده است که فکر روشنی به مسائل اجتماعی خودش دارد، حتی یک مقدار که بیشتر شکافته می شود، می گویند انسانی که نوعی اعتراض و نوعی گفت وگو نسبت به این مسائل دارد؛ یعنی فقط آگاهی نسبت به مسائل زمان خودش ندارد، بلکه درد آگاهی هم دارد؛ یعنی این آگاهی، دردمندانه است و نسبت به این مسائل بی تفاوت نیست. بیشتر از این به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه