مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 275

صفحه 275

ذهن عرف نمی آید. اگر بخواهیم معادلی برای این بگذاریم می شود یک انسان دردآگاه زمان آگاه.

البته در گذشته تاریخ ما هم شاید این معنی با الفاظی ساده یا مرکب به گونه هایی وجود داشته است؛ انسان بصیر، اهل بصیرت، زمان آگاه، العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس، انسان زمان آگاه. عرف این معنی را می فهمد. البته اگر معنای روشنفکری این معنای دوم باشد، این پدیده تاریخی هم می توانسته تحقق داشته باشد؛ یعنی هر کسی که به شرایط زمانی و مسائل اجتماعی زمان خودش توجه داشته باشد، می توانیم با این معنایی که عرف عام از آن می فهمد، بگوییم او روشنفکر است.

معنای سوم؛ ترجمه Enlightenment

معنای سوم که یک عرف بسیار خاص است، معادل واژه Enlightenment است. این کلمه اشاره به یک جریان معرفتی خاص دارد؛ جریان معرفتی ای که هستی شناسی متناسب با خود و نیز یک هویت تاریخی دارد؛ یعنی این جریان معرفتی در همیشه تاریخ نبوده، بلکه در یک مقطع خاصی در تاریخ غرب پیدا شده است. قرن هفدهم و هجدهم اوج شکل گیری این جریان است با این برآیندها: سلطه بر حوزه های فکری و ذهنی جامعه، تسلط بر ادبیات جامعه، تسخیر ذهنیت مشترک جامعه، اشراب هنر جامعه در قرن هجدهم و به دست آوردن اقتدارهای اجتماعی در انقلاب کبیر فرانسه 1789، و چیزی که مدرنیته از ره آوردهای آن است.

در این جا روشنفکری به این معنی که البته بیشتر به روشنگری ترجمه می شود - نباید با معانی دیگر خلط شود. خوب است که ترجمه آن را همان روشنگری بگذاریم که بر این معنی بهتر دلالت میکند. این لفظ پیش از این که متوجه محتوای معرفتی این جریان باشد متوجه شیوه معرفتی اوست. راسیونالیسم (عقل گرایی) یکی از ویژگیهای این جریان است. برای روشن شدن مبانی این معنی، باید به چند مسأله توجه شود:

اول مبانی معرفتی و هستی شناسی روشنگری است.

دوم، شرایط تاریخی تکوین روشنگری است که در چه شرایط اجتماعی و برای پاسخ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه