مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 278

صفحه 278

نمی خواست در زیر این نور قرار بگیرد، انکار می شد، این عقل به دلیل این که شهود را انکار کرده بود، براستی قابل دفاع هم نبود و بسرعت هم افول کرد و نزد کانت حجاب شد، و به جای این که عالم را روشن کند، سایه آدم شد بر عالم و بعد هم این نقادی تأثیر خودش را در ظهور جریانهای پوزیتیویستی و حش گرا و دیدگاههای نوکانتی جریانهای پست مدرن نشان داد.

پس از تبیین معنای سوم روشنفکری که اجمالا اشاره کردیم، نکته کوچکی درباره نسبت میان این معنای روشنفکری با دین یادآور می شویم. بدون شک اگر قوام دین به وحی و شهود است و به سنتهایی است که از دل آن معرفت می جوشد، و همواره در عالم راز و رمز و اسرار مقدسی است که عقل بدان راه می برد و آن را تسبیح و تقدیس میکند، و کوتاهی خود را نسبت به آن می فهمد، راه آن را شناسایی میکند و دست انسان را به سوی معرفت فراتر می برد، قطعا این معنای از روشنفکری با این معنای از دین سازگار نیست و یک پارادوکسی دارد، مگر این که این عقلانیت به بازسازی دین بپردازد، به گونه ای که ابعاد فرامفهومی و عقلی آن را به عنوان خرافه بزداید و همه هویت آن را در چارچوب عقلی تبیین کند. به این معنی نوعی روشنفکری دینی شکل میگیرد که با روشنفکری دینی که در معنای پنجم مطرح می کنیم، فرق خواهد کرد. این روشنفکری دینی لایه هایی از دین پیشین را دارد، اما آن قداست و معرفتی که الهی است در آن وجود ندارد. کلیسا پس از رنسانس این مسیر را طی کرد و کلام نوین و جدیدی را شکل داد اما موقعی که این عقلانیت هم افول کرد، شروع به بازسازی دین نمود، ولی این دین دیگر شریعت و وحی و ستت نداشت. ست و وحی و شریعت، موضوع عقل و موضوع علم بود.

معنای چهارم؛ ترجمه Intellectual

معنای چهارم زیرمجموعه ای از معنای سوم است. اگر بخواهیم به صورت خلاصه بیان کنیم، این معنای روشنفکری نوعی بار چپ دارد و در دهه های اول قرن بیستم شکل میگیرد و لفظ intellectual برای آن گذاشته میشود. intellec برخلاف Ration که به عقل جزئی دلالت میکند، ابتدا بیشتر به عقل کلی و عقل شهودی دلالت میکرد، اما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه