مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 282

صفحه 282

در برابر وحی، معرفت دینی و ایمان تقلیدی دچار تزلزل و تردید ساخت و این تردید، تولد و زایش فرهنگ و تمدن نوینی را در تاریخ بشر موجب شد که از آن به رنسانس باد می شود. رنسانس که با نسیان و فراموشی کامل واقعیت الهی و دینی عالم و آدم همراه بود دو جریان فکری نوین را پدید آورد که جریان روشنفکری در غرب را به وجود آوردند. جریان اول، عقل گرایی است که با دکارت آغاز شد و با افرادی نظیر اسپینوزا و لایبنیتز ادامه یافت و با هگل به تمامیت خود رسید.

جریان دوم، حس گرایی است که با فرانسیس بیکن آغاز شد و از آن پس با شخصیتهایی نظیر لاک، برکلی، هیوم، کنت و میل ادامه یافت و در نهایت پس از تحولاتی چند به عنوان دیدگاه برتر، بر حوزه های علمی غرب چیره شد.

مؤلفه های اندیشه روشنفکری در غرب

تعقل و اندیشه ورزی منحصر به انسان غربی و از ویژگیهای دوره رنسانس نیست و قبل از آن نیز در جوامع دیگر وجود داشته است، ولی در گذشته تاریخ، تعقل سودای انکار حقایق برتر را نداشت، بلکه به عنوان گذرگاه انسان را به سوی آگاهی و معرفتی که از شهود و حضوری فراعقلی، نه ضد عقلی بهره مند بود رهنمون می ساخت.

همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد، اولین اندیشمندان تاریخ بشری، براساس قبول اصالت برای معرفت فراعقلی که خاص انبیا و اولیای الهی است از حکیم و دانشمند خواندن خود پرهیز و به نام فیلسوف یعنی دوستدار دانش بسنده می کردند.

از نظر آنها دانش مفهومی که با شیوه استدلال و تفکر حصولی به دست می آید، فقط وصف معرفت است و معرفت حقیقی همان دانش شهودی است که گرچه مخالف اندیشه و تعقل نیست، ولی فوق آن می باشد.

بعد از رنسانس خصوصیت بارز عقل گرایی، انکار هر نوع معرفت فراعقلی و نفی یا تردید کردن در ابعادی از هستی است که فراتر از افق ادراک عقلی انسان می باشد. فلسفه دکارت با تردید و شک در همه چیز آغاز می شود و با تفسیری عقلانی از جهان پایان می پذیرد. اولین استدلالی که دکارت میکند این است که اگر چه من در همه چیز و از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه