مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 293

صفحه 293

نمی ماند.

پیامدهای تفسیر روشنفکرانه دین

پیامد جدی و عمدۀ آمیزش مبانی معرفت شناختی روشنفکری و بنیانهای دینی این است که انسان دین باور از این پس تنها دلیلی که برای دفاع از باور خود در برابر رقیبان می تواند اقامه کند، این است که گرچه راهی برای اثبات دین نیست، ولی دلیلی هم بر نفی آن وجود ندارد. او دین خود را تنها به دلیل گرایش شخصی و بدون آن که بر باور خود یقین داشته باشد و یا راهی را برای یقین به آن بیابد دنبال می کند.

انسانی که یقین خود را نسبت به مبانی دینی و سنتهایی که به آن عمل می کند، از دست بدهد، به هیچ یک از آن ستتها عمل نخواهد کرد؛ به عنوان مثال کسی که به وجود مبدأ به عنوان یک قضیه علمی که حاکی از واقع است یقین ندارد، چگونه می تواند یکی از سنن دینی، نظیر دو رکعت نماز را به قصد قربت به جا آورد.

جدایی دین از علم، با سلب و حذف پایگاه معرفتی دین و یا با خارج کردن هویت معرفتی دین از دسترس دریافت و آگاهی بشر، در نخستین گام به سلب یقین از دین می پردازد و هم زمان با آن، دست انسان را از عمل به سنتهای دینی کوتاه می کند، به بیان دیگر سنت را در دستهای انسان می خشکاند.

جامعه ای که یقین خود را نسبت به مبادی دینی و آسمانی سنت از دست می دهد، آنچه از ستت باقی می ماند، چیزی جز لاشه آن نخواهد بود.روح ستت همان یقین است و فردی که به سنت یقین دارد، هرگز از عمل به آن روی برنمیگرداند؛ بلکه معتقد است تا هنگامی که هستی خود را در عمل خالصانه به آن ایثار نکند، به حقیقت ستت که باطن ملکوتی و الهی آن است، نمی رسد. وقتی یقین از سنت گرفته شود، تداوم آن، تنها به دلیل گرایش شخصی افراد و یا جامعه ای است که در اثر ممارست به آن عادت کرده اند. پشتوانه معرفتی رفتاری که براساس رسم و عادت اجتماعی تداوم می یابد، یقین برهانی، با معرفت شهودی و حضوری «سان» یا سنت گذار نیست، بلکه شناخت حتی ای است که از برخورد با ظاهر عمل حاصل شده و در اثر تکرار عمل، نوعی گرایش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه