مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 49

صفحه 49

می اندیشیدم؟ این نکته بسیار مهمی است. ما وقتی نمی توانیم از پوست خودمان بیرون بیاییم و بیندیشیم، اولین عارضه ای که به آن دچار می شویم عارضه جزم و جمود است. همه کسانی که به نحوی جازمیت و جمود دارند، جزم و جمودشان کاملا متناسب با میزان عجزی است که در این جهت دارند؛ یعنی نمی توانند گاهی از پوست خودشان ولو موقتا و برای مدت اندکی و به صورت آزمایشی و روشمند بیرون بیایند و ببینند اگر از پنجره شما به جهان نگاه می کردند جهان چگونه دیده می شد. لذا نسبت به دیدگاه های خودشان کاملا جازم و جامد می شوند. من اگر بتوانم گاهی از پنجره اطاق شما به جهان نگاه بکنم، آن وقت فکر نمیکنم جهان فقط همان طوری است که از پنجره اطاق خودم می نماید و از جزم و جمود رهایی پیدا می کنم. روشنفکر به ما می گوید همین فکری که می کنی بکن اما اگر از دریچه دیگری نگاه میکردی طور دیگری می دیدی.

رهانیدن از بلای ناسازگاری اندیشه

کار سومی که روشنفکر در جامعه انجام می دهد این است که به ما نشان میدهد کجا سازگار (Consistent) می اندیشیم و کجا نه. انسان گاهی افکار متناقض را پذیرفته است و خودش خبر ندارد. ما از جهات مختلف آرا و نظراتی داریم که اگر می توانستیم روزی این آرا و نظرات را بر آفتاب بیفکنیم و از بالا به آن نگاه کنیم، می دیدیم که اینها با هم سازگار نیستند. عجیب است که من در عین این که معتقدم «الف، ب است» در جای دیگر اعتقادی دارم که با «الف، ب است» ناسازگار است. این کار را عمومأ ما خودمان نمی توانیم بکنیم. روشنفکر به ما نشان میدهد که چقدر محتوای فکرمان سازگار است. چقدر سخنان متناقض گفته ایم و به آراء متناقض اعتقاد داریم. این Consistent اندیشیدن کاری است که روشنفکر باید برای جامعه ایجاد کند.

من اصلا بحثم در باب این نیست که کسانی که امروز داعیه روشنفکری دارند این کار را می کنند یا نه. ما به چنین کارکردی در جامعه احتیاج داریم. به کس یا کسانی نیاز داریم که به ما نشان دهند که چقدر ناسازگار فکر میکنیم، به ما نشان دهند که چقدر سخنانی را چون و چرا در آن نکرده ایم با این که خودمان اعتقاد داریم که هر سخنی را باید با استدلال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه