مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 54

صفحه 54

پیش از این نیز از لفاظی به عنوان مهمترین آفت روشنفکری یاد کردیم. کنفوسیوس حکیم باستانی گفته است، هر ظلمی در جهان از ظلم بر کلمات آغاز می شود. ستت چیزی و سنت گرایی، چیز دیگری است. به همین ترتیب تجدد چیزی است و تجددگرایی چیز دیگری است و پسا تجدد هم چیزی است و پسا تجددگرایی چیز دیگری است.

در این مجال من با ستت و تجدد و پسا تجدد کاری ندارم بلکه با سنت گرایی و تجددگرایی و پسا تجددگرایی کار دارم که مفهوم دقیق هر کدام را خواهم گفت. نکته دیگر این که باز خود ست گرایی و تجددگرایی و پسا تجددگرایی هم به تعبیر منطقیون مشترک لفظی هستند؛ یعنی هر کدام این الفاظ بیش از یک معنا دارند و معمولا نویسندگان و گویندگان مختلف وقتی این الفاظ را به کار می گیرند معانی مختلفی را ارائه می کنند.

من در این بحث از سنت گرایی یک معنی خاص در نظر دارم. از مدرنیسم و پست مدرنیسم نیز باز به همین ترتیب. در دام هیچ کدام از این الفاظ با معانی متعددی که دارند نمی افتیم. در واقع روشن می کنیم که منظور ما از ترادیسیونالیزم، مدرنیسم و پست مدرنیسم چیست؟ وقتی این کار را انجام بدهیم آنگاه به این آستانه نزدیک می شویم که بدانیم اگر کسی به مجموعه چند گزاره روی هم قائل باشد آنگاه باید گفت این شخص ترادیسیونالیست است و اگر به مجموعه چند گزاره دیگر معتقد باشد آنگاه مدرنیست است. در واقع هیچ کدام از این سه مسلک فکری و اندیشگی در قالب یک گزاره قابل تنسیق و فرموله شدن نیستند. یعنی دقیق نمی شود کل آنچه را که مدرنیستها میگویند در یک قضیه یا گزاره گنجاند.

به عقیده من هر یک از این سه مسلک فکری را از چهار حیث باید با هم مقایسه بکنیم. یکی از حیث معرفت شناسی، دوم از حیث انسان شناسی، سوم از حیث هستی شناسی و چهارم از حیث وظیفه شناسی یا با تعبیری اخلاق.

وظیفه شناسی را من در این جا به معنای اخلاق میگیرم و مرادم از وظیفه، وظیفه اخلاقی است. گاهی ما مرادمان از وظیفه، وظیفه اخلاقی است و گاهی وظیفه حقوقی است. من در این جا بحث وظیفه حقوقی ندارم. مرادم از وظیفه، وظیفه اخلاقی است و بنابراین وقتی میگویم وظیفه شناسی، مرادم همان اخلاق است. از این چهار حیث اگر ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه