مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 56

صفحه 56

منطق به عنوان علمی که به تعبیری می توان گفت از ارسطو آغاز شد و تا زمان ما دائما دستخوش تحولات و تغییر بوده ولی به هر حال به عنوان منطق صورت. در واقع وقتی ما با عالم هستی مواجه می شویم (که البته بخشی از عالم هستی خود ما هستیم)، مجرای ارتباطی مان مشاهده، آزمایش و تجربه است. با مشاهده، آزمایش و تجربه، من یک سلسله خبرها را از عالم هستی میگیرم. این خبر گرفتن ها وقتی بخواهد در قالب یک سری گزاره بیان شود، غالبأ به شش صورت انجام می شود.

گفته می شود X هست، X نیست، این دو صورت. X دارای وصف A هست، X دارای وصف A نیست؛ این هم دو صورت و X و Y دارای ارتباط R هستند و یا X و Y دارای ارتباط R نیستند. در واقع هر وقت من از عالم هستی خبر میگیرم وقتی این خبر را در قالب یک گزاره بیاورم به یکی از این شش صورت در می آید. اینها صورتهای بیان خبرگرفتن های ما از عالم هستی هستند.

البته در این که دقیقا این شش صورت وجود داشته باشد و صورت هفتم یا هشتمی وجود نداشته باشد، اصراری نمی ورزم، ولی در عین حال توجه میدهم به این که صورتهای دیگر را می شود به یکی از این شش صورت ارجاع و تحویل کرد.

مواد خامی که ما از طریق مشاهده، آزمایش و تجربه از عالم دریافت کرده ایم در این شش قالب بیان می شوند. حالا آیا این شش گزاره را نمی توان با هم تلفیق کرد و از تلفیق آنها به گزاره های دیگری رسید که آن گزاره ها را خودمان مستقیما تجربه نکرده ایم؟ بله می شود. یعنی آدم می تواند مواد خام را وقتی کنار هم می گذارد یک گزاره را با یک گزاره دیگر جمع بکند و به گزاره سوم برسد که برای دریافت آن گزاره سوم دیگر مستقیما به بیرون یا درون مراجعه نکرده است.

فقط و فقط با تلفیق این مجموعه، می شود این کار را کرد؛ ولی به شرط این که این کار را با رعایت یک نظام انجام دهیم. هر چیزی را با هر چیز نمی توان تلفیق کرد. اگر شما معتقد باشید الف، ب است و معتقد باشید ج، دال است از جمع اینها چه نتیجه می شود؟ هیچ چیز نتیجه نمی شود. اما وقتی معتقد باشید، الف، ب است و معتقد باشید ب هم ج است، از جمع این دو نتیجه می شود که الف، ج است. بنابراین این گونه هم نیست که هر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه