مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 62

صفحه 62

این دیدگاه، دیدگاه پست مدرنیستی و پسا تجددگرایانه است. این دیدگاه سریعه حاصل نمی آید. چند متفکر عظیم الشان در فرهنگ غرب ظهور کردند. هر کدامشان رخنه ای در عقل به معنایی که عرض کردم ایجاد کردند و آهسته آهسته مقدمات پیدایش این گرایش و مسلکی که از آن به پسا تجددگرایی تعبیر می کنیم را فراهم آوردند. باید به این نکته توجه پیدا کرد که از دیدگاه پسا تجددگرایی عقل به معنای دقیق کلمه، آینه نیست که مقابل جهان هستی بگیریم و هر چه در این آینه باشد عین همان چیزی باشد که در برابر آن قرار گرفته است. یکی از نکاتی که دیوید هیوم (فیلسوف معروف انگلیسی) به آن توجه پیدا کرد و مدت مدیدی از عمر فکری خود را معطوف به آن نمود این گفته قدما بود که غرائز و احساسات بر انسان حکومت می کند و فرق انسان و حیوانات دیگر این است که سایر حیوانات کاملا چشم و گوش بسته تابع احساسات، عواطف و غرائزشان هستند ولی عواطف، احساسات و غرائز انسان باید تحت حاکمیت عقل او باشد.

دیوید هیوم سعی کرد نشان دهد که کنترل عقل بر احساسات، عواطف و غرائزنه ممکن است و نه مطلوب. او امکان پذیر نیست ثانیا اگر امکان پذیر هم بود چیز مطلوبی نبود. یعنی اگر عقل می توانست یک چنین سیطره ای را اعمال کند، این نفوذ و سیطره چیز مطلوبی نبود.

این اولین رخنه ای است که در سد سکندر عقل ایجاد شده است. البته دیوید هیوم، خود در زمان مدرنیزم زندگی می کرد و به معنایی به مدرنیزم کمک کرده بود، اما رگه فکری ای در افکارش پدید آمد که آرام آرام به ضد مدرنیزم انجامید و گرنه دیوید هیوم از فلاسفه مدرن غرب است.

دومین کسی که به این نکته توجه داد که ذهن خاصیت آینه ای ندارد، کانت است. کانت در جمله معروفی که فلسفه او را در این جمله می شود خلاصه کرد می گوید: عقل بشر به جای این که آینه باشد عینک است و تصور آینه ای از عقل بشر تصور غلطی است.

برای این که سخن او را خیلی ساده بیان کنم می گویم که فرض کنید این عینکی که بر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه