مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 78

صفحه 78

یا انسان گرایی هم تعبیری است که بیش از یک معنا دارد و معنای موردنظر بنده این است که اومانیسم اعتقاد به این قول است که همه چیز باید به نحوی از انحاء در خدمت انسان و به سود انسان سامان بگیرد. هر نوع ساماندهی نظری و عملی باید چنان باشد که به سود انسان تمام شود. این معنایش این است که در واقع انسان باید مخدوم غیرانسان باشد و همه چیز باید در خدمت انسان قرار گیرد.

شاید بگوئید که این مسأله در تفکر سنتی هم وجود داشت. در تفکر انسان سنتی هم گفته می شد که همه چیز در خدمت انسان است و این ویژگی اختصاص به انسان متجدد ندارد. بالاخره در تفکر سنتی هم گفته می شد که وسخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعاه . (ما همه چیز را مسخر شما به انسانها - کردیم)، بنابراین چرا شما این را خصیصه انسان متجدد به حساب می آورید؟

باید توجه کرد که اومانیسم انسان متجدد فقط نمیگوید همه چیز برای انسان، بلکه میگوید همه چیز برای انسان ولی انسان برای چیز دیگری نه. این خیلی اهمیت دارد. در واقع انسان نه فقط مخدوم بعضی از موجودات زیردست خودش بلکه مخدوم کل جهان هستی شد.

به هر حال از این اندیشه به اومانیسم تعبیر می کنند. اومانیسم یعنی خدایگان بودن انسان، منتها نه به معنای مابعدالطبیعی که انسان همان ویژگیهایی را که در تفکر سنتی به خدا نسبت داده میشد همچون واجب الوجوب، علت العلل، قائم به ذات و خالق ما سواء پیدا کند، بلکه خدایی به معنای اخلاقی آن. چون خداوند، دو دسته اوصاف در تفکر سنتی دارد؛ یک دسته اوصاف مابعدالطبیعی متافیزیکال و یک دسته اوصاف اخلاقی. وقتی می گوییم انسان در اومانیسم در واقع شأن خدایی پیدا کرد، به لحاظ اوصاف اخلاقی است. از لحاظ اخلاقی مگر همه نباید در تفکر سنتی در خدمت خدا میبودند، حالا همه باید در خدمت انسان باشند. در تفکر سنتی مگر نباید همه رضای خدا را جلب می کردند، این جا همه چیز باید رضای انسان را جلب کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه