مدرنیته، روشنفکری و دیانت صفحه 90

صفحه 90

این الگوگیری و این که همه چیز را ما فقط از دریچه علوم تجربی نگاه بکنیم، معمولا از آن به «سیانتیزم» تعبیر می کنند، که شاید ترجمه فارسی خوبش «علم زدگی» یا علم پرستی» باشد.

به این کار میگویند علوم تجربی را «پارادایم» سایر علوم کردن یا به تعبیری «علم زدگی». علم زدگی یک سلسله ویژگیهای دیگری برای انسان مدرن پدید آورد. پس تا این جا سیر بحث به زبان خیلی ساده این بود که انسان، نخست تصمیم میگیرد که جهان اطرافش را عوض کند تا به آن صورتی در بیاید که دوست می دارد. بعد می بیند این خاصیت را با علوم تجربی و با استمداد از علوم تجربی می تواند محقق کند. طبعأ به علوم تجربی رو می کند و اتفاقا علوم تجربی هم به این وعده خودشان عمل می کنند. آهسته آهسته یک نوع قداستی برای علوم تجربی در ذهن و ضمیر انسان مدرن پدید می آید. حال این علم زدگی باعث می شود که انسان مدرن یک سلسله آراء و نظراتی پیدا کند.

گرایش به اندیشه پیشرفت

اولین اثر علم زدگی قایل شدن به اندیشه پیشرفت است. اندیشه پیشرفت به زبان خودمانی «نرخ شاه عباسی» در اندیشه های ما شده است. حتی به بچه های شش، هفت ساله دائما به صورت یک عبارت کلیشه ای گفته می شود، آنها هم قبول می کنند و میگویند بشر در حال پیشرفت است و انسان امروز پیشرفته تر از انسان دیروز است و انسان فردا پیشرفته تر از انسان امروز خواهد بود. این اندیشه آنقدر قالبی شده است که اگر کسی بگوید سیصد سال پیش هیچ انسانی قایل به پیشرفت نبوده است، باور نمیکنیم، که می شود چیزی که نرخ شاه عباسی تفکر ماست، اصلا سابقه مهجور و متروک بوده باشد؟ ولی واقعا همین طور است.

در اوایل نهضت مشروطه که مشروطه گران با اندیشه های غربی آشنایی پیدا کرده بودند و انس و الفت زیاد داشتند و آهسته آهسته در واقع اندیشه های غربی را وارد ایران می کردند، در کتابها و مقالات خودشان، وقتی می خواستند به پیشرفت که یکی از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه