منطق ترجمه قرآن صفحه 11

صفحه 11

پیداست که مراد از «ترجمه» در عبارت مزبور، نه ترجمه، که همان داستان هاست، پس به عبارتی می توان گفت که «ترجمه» به معنای «تفسیر» بوده است نه چیز دیگر.

همچنین، در آغاز قرن پنجم قمری، در «تفسیر کمبریج»، (1) لفظ «تفسیر» به جای «ترجمه» سخت رواج داشت. (2)و در زمان بیهقی (م 470 ق .) لفظ «ترجمه»، گویی میان دو معنای ترجمه از یک سو، و «شرح» و «تفسیر» و یا «گزارش»، از سوی دیگر، در تردد بوده است.

و در نیمه دوم قرن پنجم قمری، کلمه «ترجمه» به سوی معنای امروزی میل پیدا کرد؛ مثلاً: در «قابوس نامه»ی عنصر المعالی (م 462 ق .) کلمه «ترجمه» به این معنای اخیر استعمال شده است.

از قرن ششم قمری در کتاب هایی چون داستان های بید پای «کلیله»ی نصراللّه منشی، «تاریخ طبرستان» ابن اسفندیار و... ، معنای اصلی کلمه، همانا «ترجمه از یک زبان به زبان» دیگر است. (3)

معنای اصطلاحی ترجمه

«ترجمه» در عصر ما، معنایی نزدیک به معنای ششم (از کاربردهای ترجمه) پیدا کرده است، اما در مورد همین معنای ششم نیز، تلقی ها متفاوت است و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده و عناصری را در آن دخالت داده اند از جمله:

1. آیه اللّه معرفت «ترجمه» را این گونه تعریف می کند:

ترجمه، کلمه ای رباعی است که به معنای «تبیین و واضح کردن» است، و از قاموس ظاهر می شود که باید «اختلاف در لغت» وجود داشته باشد، چون که گفت: «الترجمان: المفسّر للّسان» پس ترجمه: نقل کلام از لغتی به لغت دیگر است.


1- (1) . برای اطلاع از نسخه کمبریج، به مبحث تاریخچه ترجمه مراجعه کنید.
2- (2) . آذرتاش آذرنوش، همان، ص 57
3- (3) . همان، ص 61 - 60
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه