منطق ترجمه قرآن صفحه 147

صفحه 147

الفاظی که در قرآن کریم مترادف به نظر می رسند هر یک حامل خصوصیات ویژه ای است که ترادف را از آن ها سلب می کند؛ با عنایت به این نکته که الفاظ قرآن با خصیصه اعجاز توأم هستند؛ به عبارت دیگر: به جای لغتی که در قرآن کریم، مرادف با لغت دیگر به نظر می رسد، محال است لغت دیگری به کار رفته باشد.

در قرآن کریم، واژه های «خالق، باری و فاطر» در جایگاه های مختلفی آمده که نمی توان خصوصیات مفاهیم آن ها را با تعبیر کلمه «آفریدگار» به کار برد. (1)در این مورد، در ترجمه جمعی قرآن توجه شده و موارد زیر پیشنهاد و عمل شده است:

1-5. واژه «قد» و «لقد» هر دو برای تاکید است؛ ازاین رو آن ها را به معنای «بیقین» آورده ایم؛ ولی گاهی برای تاکید بر تحقّق مطلب است، که در معنای «تحقق بخشید» و با تاکید خفیف «که» متبلور می شود:

مثال: [ ...قَدْ جَعَلَهَا رَبِّی حَقًّا... ]؛ (2) «که پروردگارم آن را تحقق بخشید»؛

2-5. دو واژه «اثم» و «ذنب» را معمولاً به معنای گناه ترجمه می کنند؛ ولی ما با توجه به ریشه لغوی آن ها به معنی های متفاوت ترجمه کرده ایم؛ یعنی «اثم»: گناه و «ذنب»: پیامد (گناه)؛

3-5. بین واژه «واحد و احد» تفاوت گذاشته شده، و در مواردی که هر دو صفت خداست واژه «واحد» به معنای «یگانه»، مثل بقره / 163 و واژه «أحد» به معنای «یکتا» ترجمه شده است (مثل توحید / 1)؛

4-5. [ اولو القربی ] به معنای «نزدیکان» ترجمه شده است، (مثل نساء / 8)؛ [ اولو الارحام ] به معنای «خویشاوندان» ترجمه شده است، (مثل انفال / 75) تا بین این دو واژه تفاوت در ترجمه باشد؛


1- (1) . اصول و مبانی ترجمه قرآن، علی نجار، ص 4 - 43
2- (2) . یوسف، 100
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه