- سخن ما 1
- پیش گفتار 3
- اشاره 9
- بخش اول: اصلاح از نظر لغت و اصطلاح 9
- معنای اصطلاحی اصلاح 13
- واژۀ اصلاح در قرآن کریم 13
- جمع بندی معنای لغوی، اصطلاحی و قرآنی 14
- بخش دوم: عناصر مؤثر در دست یابی به وضعیت مطلوب 15
- اشاره 15
- الف) نقش دین 16
- ب) نقش قانون 19
- ج) نقش عدالت 24
- د) نقش مردم 28
- ه -) حاکمیت و اصلاح طلبی 30
- اشاره 30
- حکومت اسلامی در نگاه امیرالمؤمنین علیه السلام 38
- اشاره 40
- و) آزادی و اصلاح طلبی 40
- جمع بندی مطالب: 45
- بخش سوم: قلمرو اصلاح و ساماندهی جامعه 46
- اشاره 46
- الف) اجتماعی 47
- اشاره 47
- تفاوت بین صلح در آیه های نهم و دهم سورۀ حجرات 50
- اصلاح و ساماندهی تدریجی یا انقلاب بنیادی ؟ 55
- ب) فرهنگی و اعتقادی 59
- اشاره 59
- هدف حضرت ابراهیم علیه السلام از شکستن بت ها؟ 62
- ج) سیاسی 66
- د) اقتصادی 75
- جمع بندی مطالب: 82
- بخش چهارم: اصلاح و مصلحان 84
- اشاره 84
- انبیا و ائمه علیهم السلام؛ برترین مصلحان 85
- اشاره 85
- 1) جنگ و ناامنی 87
- 2) بی عفتی و انحراف جنسی 89
- 3) انسان کشی 90
- 4) وضع زنان 90
- 5) خرافات و بیهوده گرایی 91
- ویژگی های مصلح حقیقی 92
- اشاره 92
- الف) اصلاح خویش (خوداصلاحی) 93
- ب) مردمی بودن و مردمی زیستن 95
- ج) شناخت داشتن از اقدام اصلاحی 96
- د) حق گرایی و حق طلبی 99
- د) احترام به قانون و قانون گرایی 101
- س) عدالت خواهی مصلح 105
- هدف های الهی و انسانی مصلحان حقیقی 114
- جمع بندی مطالب: 115
- بخش پنجم: راه کارهای اصلاحی 117
- اشاره 117
- اشاره 118
- گسترش فرهنگ عبادت خداوند 118
- نماز چگونه انسان را از فحشا و منکرات باز می دارد؟ 124
- ترویج و اجرای امر به معروف و نهی از منکر 127
- اشاره 144
- مبارزه با فقر 144
- 1) فقر اقتصادی و مادی 145
- 2) فقر معنوی و فرهنگی 149
- جمع بندی مطالب: 155
- اشاره 157
- بخش ششم: مصلحان دروغین 157
- افساد در نماد اصلاح 158
- قرائت های انحرافی از دین 163
- اشاره 163
- هدف آنانی که از دین قرائت های مختلف داشتند چه بود؟ 168
- جمع بندی مطالب: 174
- بخش هفتم: سرانجام اصلاح گران و افساد گران 176
- اشاره 176
- الف) پاداش اصلاح گران و ره آورد اصلاح طلبی 177
- اشاره 178
- ب) پی آمدهای فسادگستری 178
- جمع بندی مطالب و نتیجه گیری کلی: 181
- منابع و مآخذ 183
خدا صلی الله علیه و آله از روی هوا و هوس حرف نمی زند، بلکه هر چه او می گوید وحی محض و از جانب حق تعالی است».
ولی خلیفۀ دوّم می گفت که ما احتیاج به عترت، سنّت و احادیث نداریم و قرآن برای ما کافی است. او با گفتن حدیث به شدت مخالفت کرد و کسی را که حدیث نقل می کرد می زد و به زندان می انداخت.(1)
با اینکه حجّ تمتّع و مُتعه (ازدواج موقّت) در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله جایز بود و مردم به آن عمل می کردند؛ او گفت با اینکه جایز بوده، به نظر من این دو حرام است و هر کس انجام دهد، مجازاتش می کنم؛ لذا می گوید: «ثَلاثُ کنَّ عَهْدِ رَسِولِ اللهِ صلی الله علیه و آله انَا مُحَرِّمُهُنَّ و مُعاقِبٌ عَلَیهِنَّ، مُتْعَهُ الْحَجِّ وَ مُتْعَهُ النِّسا، وحَی عَلی خَیرِ الْعَمَلِ فی الاَذانِ(2) ؛ سه چیز در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رواج داشت و مردم عمل می کردند که من آنها را حرام کردم و کسی را که به آنها عمل کند مجازات می کنم و آن سه چیز عبارت اند از: 1) حجّ تمتّع؛ 2) متعه (ازدواج موقت زنان)؛ 3) حذف حَی عَلی خَیرالعمل در اذان».
بعد از او نیز قرائت و برداشت های سومی از دین سبب شد روز به روز اسلام در جامعه تضعیف شود و مردم از دستورها و احکام الهی دورتر شوند، تا خلافت معاویه که او هم به عنوان اینکه قرائت و نظر من از دین این چنین است، بسیاری از احکام را تغییر داد و بدتر از آن پسرش یزید که اگر مانده بود، چیزی به عنوان اسلام جز اسمش باقی نمی ماند.
1- (1) الغدیر، ج 6، ص 294؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 16 و مستدرک حاکم، ج 1، ص 102.
2- (2) الغدیر، ج 6، ص 213، 205، 210، 238، 239 به نقل از کتب اهل تسنن مانند: سنن بیهقی، ج 7، ص 206، صحیح مسلم، مسند احمد، ج 3، ص 356 و تفسیر نمونه، ج 3، ص 337.