جميل: اين ديگر چه كتابي است؟!
جواد: كتاب حديث است.
جميل: خير … اصلا آن را نديده ام.
جواد: پس شما از احاديث چه خوانده و ميدانيد؟
جميل: ببخشيد، من دانشجوي دانشكدة پزشكي هستم و هميشه سعي ميكنم در دروسم پيشرفت كنم و موفق شوم، و لذا هيچ فرصتي برايم پيدا نشده كه در كتب حديث مطالعه كنم، با اين كه خيلي هم به خواندن آنها اشتياق دارم.
جواد: جميل عزيز، پس اگر شما هيچ حديثي را مطالعه نكرده ايد، و به هيچ يك از كتب ديني و روايات نظر نيفكنده ايد، و حتي به گوشتان هم نخورده است، چگونه به خود اجازه ميدهيد كه زيارت كردن پيامبر و ائمه اطهار را انكار كرده و از آن برائت بجوئيد، در حالي كه به هيچ چيز وارد نبوده و دليلي نداريد.
آيا اعتقاد شما دربارة اين كه زيارت كردن اهل قبور شرك ميباشد، به مطلبي هم استناد دارد، يا بي اساس است؟
جميل: اعتراف ميكنم كه هر چه تا به حال دربارة زيارت و توسل، از پدر و جدم و خويشاوندان و دوستانم شنيده ام همه اش چيزي جز بد پنداشتن آن و شرك دانستن اين كارها نبوده است، و به همة آنهائي كه به زيارت ميرفتند ناسزا گفته و بدگوئي ميكردند، حتي براي نمونه هم يكي از اين احاديثي كه شما ذكر نموديد، از كسي به گوشم نخورده و نفهميدم بودم.
جواد: بر هر انسان، واجب و ضروري است كه دربارة درستي عقايد و افكارش، مطالعه و فحص نمايد، تا به حقايق برسد، و هرگز بدون دليل پيروي از گفته هاي خانواده اش نكند، چه بسا كه آنها در اشتباه بوده باشند، پس هر فرد خود بايد مطالعه كند، تحقيق نمايد و بحث و پي جوئي كند، تا اين كه در تمام عقايد و اعمال و گفتارش همان گونه كه خداي متعال خواسته است پيش برود.
جميل: الآن ديگر ايمان آوردم كه زيارت كردن قبر پيغمبر _ صلي الله عليه و آله و سلم _ مستحب مؤكد بوده و خيلي دربارة آن اشاره شده است، هم چنين زيارت ائمة اطهار و بقية مسلمين مؤمن و درستكار، شايسته و مستحب مؤكد است.