اصول عقاید ( توحید ) صفحه 76

صفحه 76

این مثال بیان مطلبی است که گفتیم : اگر کسی تنها تسلیم یک نفر باشد در آرامش است یا کسی که تحت سرپرستی چند نفر شریک بد اخلاق باشد ؟

علاوه بر اینها راضی کردن دیگران مشکل است ، لکن خداوند زود راضی می شود . در دعای کمیل می خوانیم : ((یاسریع الرضا)) ای کسی که زود راضی می شوی ! اصولاً راضی شدن مردم ، اگر در مدار توحید و در خط رضای خدا نباشد چه ارزشی دارد ؟ مگر مردم برای من چه می کنند جز کف زدن و نام یک خیابان را به اسم من کردن و مانند این تشویق های زود گذر و پوچ ، کار دیگری از دست آنها ساخته است ؟ مگر در گذشته ، آن گاه که در شکم مادر بودم جز خدا کسی بر من نظارت داشت ؟ مگر الا ن هر لحظه زیر نظر او نیستم ؟ مگر فردای قیامت سر و کارم تنها با او نیست ؟ مگر همه خوبی ها وکمال ها از او نیست ؟ مگر قلب همه مردم به دست او نیست ؟ پس چرا من سرچشمه را رها کنم و دنبال دل این و آن بروم .

کوتاه سخن آنکه راضی کردن یک خدایی که هم زود راضی می شود و هم می تواند دل های دیگران را نسبت به من تغییر دهد و هم در گذشته و آینده سر و کارم با اوست ، بسیار بهتر است از راضی کردن این همه مردم ، با آن همه

سلیقه .

قرآن می فرماید : (لا تَجْعَلْ مع اللّه إ لهاً اَّخر فَتقعُد مَذموماً مَخذولاً)(188) با وجود خدای واحد سراغ خدای دیگر نرو که جز مذمّت و خذلان ، چیز دیگری به تو نمی رسد . ما عمری در پی جلب توجّه این و آن دویدیم تا در پایان فهمیدیم که همه ، ما را برای خودشان می خواهند، این تنها خداست که ما را برای خودمان می خواست ، مردم همین که دوست و مقام دیگری پیدا کنند ما را رها کرده ، می روند . اگر در قرآن به انسان سفارش شده که بعضی از فرزندان و همسران هم دشمن شمایند . (إ نّ من اءزواجکم و اءولادکم عدوّ لَکم )(189) به خاطر توجّه به همین معناست که بعضی از همسران و فرزندان ، ما را فقط برای رفاه خود می خواهند گرچه به قیمت بدبختی و نابودی ما تمام شود .

3- تزلزل در شخصیّت

قرآن می فرماید : (و من یشرک فکانّما خَرّ من السماء . . . )(190) کسی که مشرک شود، مانند آن است که از آسمان پرتاب شود، مورد هجوم پرندگان قرار گیرد و طعمه آنها شود . امّا انسان موحّد و پایبند به کلمه طیّبه ((لااله الاّ اللّه )) طبق حدیث شریف قدسی : ((کلمه لااله الاّاللّه حصنی فمن دخل حصنی اءمن من عذابی ))(191) در دژ و قلعه محکم الهی است .

4- اختلاف و تفرقه در جامعه

در جامعه توحیدی ، حکم و قانون وخط، تنها یکی است ، آن هم راه خدا و قانون اوست و مردم همه یک سر پرست دارند .

امّا در جامعه شرک ، به جای یک قانون و یک راه ، مقرّرات و راه های متفاوت به وجود می آید، هر کسی در فکر تاءیید همان راه و چیزی است که به وجود آورده و به قول قرآن ، (لذهب کلّ الهٍ بما خلق )(192) در آن جامعه بندگی خدا مطرح نیست ، بلکه بله قربان گویی به این و آن مطرح است ؛ (إ نّا اءطَعنا سادتنا و کُبَرائنا)(193) مردم در فکر برتری جویی بر یکدیگر هستند؛ (و لَعَلی بَعضهم علی بَعض )(194) و هر حزب و گروهی فقط به آنچه نزد خودشان هست ، دل خوش می کنند و کار به حقّ و باطل ندارند، تنها برای مرام و راه خود اصالت قایلند و برای مخالفان خود (گرچه دارای منطقی هم باشند) ارزشی قایل نیستند و به قول قرآن (کلّ حِزب بِما لَدیهم فَرِحون )(195)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه