کتاب توحید - دفتر اول: اثبات صانع صفحه 65

صفحه 65

می شوند. اما هر کس وجدان می کند که پیش از گزارش ذهنی دادن، می توان واقعیت داشتن یک امر وجدانی را تصدیق کرد. این حقیقت مثال های زیادی دارد که در زندگی همه ی انسان ها به وفور یافت می شود. اموری همچون محبت، شوق، حریّت، کراهت، رضایت و... همگی از این قبیل موارد هستند که واقعیت خودشان (نه تصوّرات ذهنی آن ها) بدون نیاز به هیچ تصوّری برای همگان قابل تصدیق هستند. نه خود این امور ذهنی هستند و نه تصدیق به وجود آن ها.

به طور خلاصه تصدیقِ این امور یعنی «باور وجدانی به واقعیت داشتنِ آن ها» و این نیاز به تصور کردن آن ها ندارد. البته ممکن است فلاسفه این گونه باورهای وجدانی را اصطلاحاً «تصدیق» ننامند و آن را به «علم حضوری» ارجاع دهند، و این مهم نیست که اصطلاحِ آن ها چه باشد، مهم این است که ما می توانیم به وجود واقعیت هایی اذعان و اعتراف کنیم بدون آن که آن ها را تصوّر نماییم، مرادِ ما از تصدیقِ بلا تصوّر، همین گونه از اقرارها و اذعان هاست. تصدیقِ این امور، فکری و ذهنی نیست، هر اسمی که می خواهد داشته باشد، اسمِ آن اهمیتی ندارد.

انکار امور وجدانی بدون تصوّر آن ها

تا این جا روشن شد که برای تصدیق به وجود چیزی نیاز به تصوّر آن نیست. با این ترتیب تکلیف انکار وجدانی یک چیز هم روشن می شود. ما می توانیم وجود چیزی را وجداناً انکار نماییم بدون آن که آن را تصوّر کنیم. به عنوان مثال کسی را در نظر بگیرید که مدّت زمانی از درد خاصّی رنج می برده است. اکنون بیماری اش بهبود یافته و دیگر دردی ندارد. اگر الآن از او بپرسند که: آیا درد داری یا نه؟ وجود درد را وجداناً انکار می کند. این انکار به این معناست که اکنون دردی در کار نیست. در حقیقت واقعیّت داشتن درد را نمی پذیرد و رد می کند. این رد کردن و نپذیرفتن یک امر ذهنی نیست. البته می توان درد نداشتن را تصوّر کرد اما این کار نوعی گزارش ذهنی دادن از یک امر واقعیِ وجدانی است و چیزی غیر از خود آن است. ما واقعیت درد را انکار می کنیم نه تصوّر آن را و این انکار هم خودش یک امر ذهنی و فکری نیست. بنابراین نه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه