کتاب توحید - دفتر اول: اثبات صانع صفحه 91

صفحه 91

دلالت می کنند و نمی توانند حکایتی از ماورای عالم مخلوقات داشته باشند. پس این جا روالِ کلّی مورد بحث از این فصل، به هم می خورد. ما در مصنوعات ابتدا کشف معانی می کنیم، سپس الفاظی را برای حکایت از آن معانی به کار می بریم و بر اثر این استعمال، مفاهیمی پدید می آید که در حقیقت برخاسته از همان معانی هستند. اما الفاظ و مفاهیمی که بر صانع اطلاق می کنیم، از خود او اخذ نشده اند؛ چون ما هیچ کشف عقلانی از او نداشته ایم و نمی توانیم داشت. بنابراین استعمال الفاظ در حقّ صانع مانند استعمال الفاظ برای مخلوقات نمی باشد. ماهیچ لفظ و مفهومی را به معنای حقیقی کلمه در مورد صانع متعال «استعمال» نمی کنیم.

توجه شود که هر لفظی مفهومی دارد (1) و لفظ با مفهوم خود از یک معنایی گزارش می دهد. بنابراین وقتی آن لفظ را در مورد چیزی استعمال می کنیم، در حقیقت معنای آن را برای آن چیز اثبات می کنیم. پس اگر لفظ و مفهومی را که متعلّق به عالم مصنوعات است (2) ، در مورد صانع استعمال کنیم، در حقیقت آن معنای مخلوقی را برای صانع اثبات کرده ایم و همین، دلیل عدم صحّت چنین استعمالی است. مثلاً وقتی لفظ «عالم» را در مورد صانع استعمال می کنیم، در حقیقت معنای آن را که علم مخلوقی است، به صانع نسبت داده ایم و همین کار عقلاً مجاز نیست. بر همین اساس به ضرورت تنزیه می رسیم و این که عقلاً باید صانع متعال را از همه ی آنچه ویژگی مخلوقیّت دارد، منزّه بدانیم، در این جا معنای دقیق «تنزیه» روشن می شود که عبارت است از: «نفی اشتراک و شباهت در معانی». معانی در این تعریف همان واقعیّاتی هستند که مدلول و محکیُّ عنه الفاظ می باشند. با توجّه به مطالب گذشته چون صانع متعال و مصنوعات در معنی شباهتی با هم ندارند، پس باید صانع را از احکام مخلوقات منزّه دانست.


1- 1.البته الفاظ «مُهمل» مانند «دِیز» در این جا مقصود ما نیستند.
2- 2.الفاظ و مفاهیم عامّی که بار مخلوقی ندارند، از محلّ بحث خارجند مانند لفظ شیء چیز یا موجود به معنای نفی عدم، این گونه الفاظ با مفاهیم عامّشان اختصاص به مصنوعات ندارند و اطلاقشان بر صانع مشکل مورد بحث را لازم نمی آورد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه