قرآن شناسی صفحه 125

صفحه 125

این شأن نزول از امام صادق علیه السلام نقل شده و مرحوم سید مرتضی و بسیاری از مفسرین هم این را پذیرفته اند. افرادی که خدمت پیامبر می آمدند دو گروه بودند برخی ثروتمند و صاحب مقام بودند، برخی هم مثل «عبداللَّه بن مکتوم» فقیر بودند. مشی و روش پیامبر، چنین بود که به فقرا و به افراد مومن خیلی احترام می گذاشت ولی گاهی افرادی دور انسان جمع می شوند و با انسان صحبت می کنند، با این که نسبت به دیگران لطف و مرحمت دارد ولی صحبت با این افراد ممکن است باعث کم توجهی به دیگران شود از این رو این آیات به پیامبر یادآور می شود که سزاوار نیست تو از افراد تلاشگر مومن، و خدا ترس مانند «عبداللَّه مکتوم» غافل شوی! مواظب باش که پرداختن به افراد دیگر شما را از این ها باز ندارد! این آیات تذکری نسبت به پیامبر بود؛ و صدر آیات در مورد آن شخص اموی بود.

برخی شأن نزول دیگری برای این آیات نقل کرده اند که عده ای از سران قریش نزد پیامبر آمدند و با پیامبر صحبت می کردند و در همین حال «عبداللَّه بن مکتوم» وارد شد و چون نابینا بود و متوجه مجلس نبود، مکرر سخنان پیامبر را قطع می کرد و تقاضای تعلیم قرآن می کرد - طبق این شأن نزول - پیامبر ناراحت شد و آثار ناراحتی در چهره اش نمایان شد که این آیات فرود آمد و ارزش افراد مومن را یادآوری کرد. البته این شأن نزول با اخلاق کریمانه پیامبر که (إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ)1 سازگار نیست و منافات دارد؛ هم چنین با خود تعابیر آیات نیز، هماهنگ نمی باشد زیرا در اوایل آیات می فرماید: «عَبَسَ وَ تَوَلّی» از شخصی دیگر صحبت می کند، بعد دنبال آیه خطاب به پیامبر می کند (وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّی)2 یعنی شأن نزول دوم با سیاق آیات سازگاری چندانی ندارد، بنابراین ما شأن نزول اول را ترجیح می دهیم.

*

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه